من معلمم؛ مدرسه برای من فقط یک ساختمان نیست/میناب باید در حافظه اخلاقی ما بماند
به قلم فردین آذریان
امروز خبر گزارش هیات حقیقتیاب سازمان ملل درباره حمله به مدرسهای در میناب را خواندم؛ گزارشی که میگوید دلایل معقولی وجود دارد که این حمله توسط نیروهای آمریکایی انجام شده و آن را در زمره جنایتهای جنگی قرار داده است.
برای خیلیها شاید این فقط یک خبر سیاسی باشد؛
برای منِ معلم، اما، معنای دیگری دارد.
وقتی موشک به یک مدرسه میخورد، فقط دیوار و سقف فرو نمیریزد؛
آیندهی چند کودک، دفتر مشقشان، نیمکتشان، صدای خندهشان و آرامش خانوادههایشان زیر آوار میماند.
من نه کارشناس نظامیام و نه سیاستمدار.
یک معلمم.
اما به اندازهای میدانم که بتوانم بگویم:
هیچ آرمان سیاسی، هیچ اختلاف بین دولتها و هیچ مناقشهای، کشتن کودک را توجیه نمیکند.
اگر مدرسه محل آموزش و ساختن آینده است، باید برای همهی انسانها حرمت داشته باشد؛ چه در میناب باشد، چه غزه، چه هر جای دیگری از این جهان.
امروز اگر سازمان ملل درباره حمله به مدرسه میناب سخن میگوید، انتظار طبیعی این است که مسئولان این حمله پاسخگو شوند و حقیقت درباره تکتک قربانیان روشن شود.
من به عنوان یک معلم، در برابر کودکانی که دیگر فرصت نشستن پشت نیمکت را پیدا نکردند، فقط یک جمله دارم:
کودک، هدف جنگ نیست.
مدرسه، میدان جنگ نیست.
و کشتن کودک، با هیچ پرچم و هیچ شعاری قابل توجیه نیست.
این را نه از جایگاه یک فعال سیاسی؛
بلکه از جایگاه یک معلم و یک انسان مینویسم.
میناب را نباید فقط در آمار قربانیان به خاطر سپرد؛
میناب باید در حافظه اخلاقی ما بماند.