تصاویر: چماق دو متری در دربی اهواز!

خورنا عکس های عجیبی که از سکوی تماشاگران ورزشگاه غدیر اهواز منتشر شده نشان می‌ دهد چه ایرادهای بزرگی در شکل محافظت از فضای سالم ورزشگاه های ایران وجود دارد.

به گزارش خورنا، این سه عکس که توسط عکاسان بومی به ثبت رسیده، افرادی را روی سکوهای ورزشگاه نشان می‌ دهد که چماق هایی به بزرگی تقریبا ۲ متر در دست دارند.

۰۱۰۰۲۹۶۴ ۰۱۰۰۲۹۶۳۰۱۰۰۲۹۶۱

نکته عجیب این است که این وسایل که تنها برای مضروب کردن هواداران تیم مقابل استفاده می‌ شود، چگونه وارد ورزشگاه شده و چرا پس از عیان شدن، با برخورد سریع نیروهای حاضر در ورزشگاه مواجه نشده است؟

البته شاید در شرایطی که تیم های اهوازی اوضاع مناسبی در جدول لیگ دارند و این دربی حساسیت های کاذب مسابقه آبی و قرمز تهران را نداشت، واقعا کسی انتظار این رفتار را نداشته است.

این تصاویر، تلخ ترین تصاویر این هفته فوتبال ایران هستند که اثبات می‌ کنند هنوز راه زیادی تا سالم سازی فضای فوتبال وجود دارد.


نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • سربندر پدیده چماق کشى فرهنگى وارداتى است که از کشورهاى عربى همسایه زمان مددى است که وارد خوزستان شده است واین فرم ابراز وجود ونشان دادن خشم به طور اختصاصى خاص عربهاى خوزستان جلوه نموده است وبه نوعى ارزش ونمادفرهنگ این قوم در مناسبات با خود ودیگر اقوام در آمده است !واصولا این حرکتها روال عادى ومانوس این عزیزان شده ودر محافل این قوم به این پدیده بسیار میبالند ومایه مباحات وبرترى قوم خود میدانند !
  • سربندر ربطى به هوادارى واین جور احساسات سالم وهیجانى در ورزش ندارد وتنها منشا زیست فرهنگ خاص عربهاى عزیز خوزستان است! خشونت خواهى قسمتى از سازه فرهنگ این دوستان بوده وتا کنون نیازى به اصلاح این ویژگى پیدا نکردهاند وچه بسا به تجربه دریافته اند موجب بقاوحل مسایل ومشکلات روزمره است
  • سربندر این دوستان اگه در عراق امروز ویاسوریه بودند بخاطر هم منشا بودن واینکه ازیک ابشخورفرهنگى میایند به طوریقین در رکاب نیروهاى داعشى وافراطى دینى قرار گرفته بودند وورزش ودیگر صحنه ها کالبد این پدیده هستند ولى روح یکى است ، ودر تحلیل نباید به انحراف رفت وادرس اشتباه داد اگر با افزایش نیرو و ایجاد مانع ونیروى انتظامى وبرخورد اصلاح شوند البته به طور موقت که دوست من نفى غرض وهدف عالى شده است در صحنه ورزش که نمادى از هم بستگى وهم زیستى وبرابرى ولطافت وبرادرى است نمادهاى تخاصم ودرگیرى وجنگ رابکار بگیریم تا اوضاع راکنترل کنیم که هنرى نیست وتنها پاک کردن مساله است!براى بیمارىهاى فرهنگى بایست نسخه هاى فرهنگى داد وهر نسخه فرهنگى نیاز به پیش فرضى دارد که همانا احساس مشکل کردن وبیمار بودن است که این عزیزان بعید میدانم که این احساس راداشته باشند وچه بسا از سر نشاط وبه زعم خود فرهنگ ناب وباارزش خود!اینچنین صحنه هایی رابه نمایش میگذازند
  • مهدی اگر عربها این فرهنگ رو از کشورهای همسایه وارد کردن لرهای بختیاری خودمون که چوب بازی و سنگ پرانی جزئی از فرهنگشونه اگه اونا بودن چیکار میکردن؟؟؟؟!!! یه غیر بختیاری بره ورزشگاه مسجدسلیمان سنگ بارونش میکنن!!! پس فقط به عربا نتازید
    • سربندر اقاى مهدى فرهنگ امرى ذومراتب است بله لرها نیز از فرهنگ فاخرى برخوردار نیستند ولى حق مطلب زمانى ادا میگردد که به درصد و امار نیز توجه نمایید ،بین دو بیمارى سرطان بدخیم وبیمارى سرماخوردگى ،با اینکه هردو بیمارى هستند ولى از لحاظ ،درجه کشنده بودن یقینا فرق زیادى است !رفتار عربهاى عزیز خوزستان رفتارى روتین و متناظر بیمارى صعب العلاج است ورفتارلرهاى مسجد سلیمان رفتارى به مراتب رقیقتر ومتناظر بیمارى سرماخوردگى است !اصولا بحث سر درصد وکیفیت است وبحث وجودى نیست!اگر فکر کنى از دریچه وجودى است که دارم بحث میکنم که اصلا بحثى ندارم !وجودى یعنى اینکه مثلا قتلهاى دا عش را مثلا با قتل پلیس آمریکایی ویا فلان کشور توسعه یافته فرهنگى مقایسه کنیم وبگوییم ،اینجا ظلم شده ودر ان کشور نمونه هم ظلم است ولذا داعش وآن کشور توسعه یافته برابرند! لذا من نیز رفتار لرهاى مسجد سلیمان در استادیوم شهرشان را نیز از جنس بی فرهنگى (سنگ پرانى وچوبزدن) میدانم ولى از لحاظ اینکه همیشگى ودر تمام صحنه هاى زندگى متجلى باشد ،به مراتب کمتر از برادران عرب خوزستانى ،ظهور وبروز دارد!ما که در خوزستان زندگى کرده ایم ،این دقایق افتراقى مد نظرمان است ولى اگر کسى از بیرون نگاه کند شاید نتواند تفسیر درستى داشته باشد!
    • سربندر مهدى اگر خودرو ى شما رو در ملا ثانى هنگام پارک سرقت کرده باشند ،فرق دارد بازمانى که در اهواز سرقت شود ،چرا که رفتار بهتر ومدنى ترى از اهواز نشین در مقایسه با ملا ثانى نشین ،انتظار میرود !همینطور مسجد سلیمان نشین را نمیشود زیاد با مرکز نشین خوزستان مقایسه کرد! مثلان این لرهاى بختیارى اگر در اهواز نشسته باشند واین حرکات ناپسند را انجام دهند ،انوقت جاى مقایسه داشت ! و مجاز به مقایسه بودیم ،شما رفتار عربها را با لرهاى اهواز نشین مقایسه کن زمانى که براى مشاهده بازى فوتبال به ورزشگاه میایند!ان وقت است که به نتایج من میرسى !
  • مهدی قطعا در بین این دو قومیت افراد فرهیخته و روشن فکر بسیارند وانها مخاطب این انتقاد نیستند و بنده قصد توهین به کل جامعه بختیاری را ندارم و منظور فقط شهر مسجدسلیمان نیست و قطعا خشونت میان هم استانی های عرب بیشتر است ولی مثلا در شهرهایی مانند بهبهان، دزفول و شوشتر نیز غالب اینچنین حرکات، سرقتها،درگیریهای خیابانی،زمین خواری، قتل ها و.. بیشتر در بین عزیزان بختیاری دیده میشود با مراجعه به دادگستری حضور پررنگ این قشر در دادگاه بخوبی قابل مشاهده است . در شهری مثل اهوازبدلیل برتری جمعیتی هم استانی های عرب، بختیاریها مجال خودنمایی ندارند. متأسفانه مسولین استان ما بجای برخورد با این حرکات و رفتارها(مثلا تیراندازی در مراسمات در شطح شهر، چرای گله های عشایر در پارکها و سطح شهر و..) بعضا بدلیل اینکه خود اسیر تعصبات غیرانسانی قومیتی هستند از این افراد جانبداری نیز میکنند مثلا سیمای خوزستان فقط سعی بر نشان دادن فرهنگ عشایری این قومیتها دارد و کمتر بدنبال فرهنگ سازی و رواج فرهنگ شهرنشینی در استان است.
  • همشهري اقاى مهدى منظور شما اینه که بخاطر اینکه درشهرهاى شوشتر وبهبهان ودزفول ،اکثریت ترکیب جمعیتى متعلق به بختیاریهاست ،نتیجتا این رفتارهاى ناپسندوبیشترین امار،متعلق به این قوم است؟/شفافترتوضیح دهید لطفا!/ثانیا بررسی سرانه میتواند معیار خوبى در اهواز باشد به این معنى که به ازاى هرنفر از اقوام عرب ولر(بختیاری)،به طورمتوسط چه مقدار رفتار ناپسند ،میشود نسبت داد!فکر کنم بدیهى است که سرانه رفتارهاى مجرمانه در اهواز توسط برادران عربم بسیار بیشتر واستثتایى است!
  • مهدی در خصوص شهرهای دزفول، شوشتر و بهبهان بدلیل اینکه این شهرها اساسا متعلق به خود دزفولی ها،شوشتریها و بهبهانی های اصیل است و عزیزان بختیاری کوچ کرده به این شهرها کمتر است ولی باز هم از نظر امار جرائم مختلف به بختیاریها تعلق دارد. بهرحال امید است در استان فرهنگ صحیح شهرنشینی و احترام به یکدیگر حاکم شود و نه فرهنگ بادیه نشینی و گردن کلفتی.
  • سربندرى اقاى مهدى قسمت زیادى از جقرافیاى جعیتى ایران قوم لر است از همدان اصفهان وشهرکرد ولرستان وخوزستان تاگهگلویه وبویراحمدتابیاخوزستان ،این شهرستانهاى بهبهان ودزفول وشوشتر واندیمشکومسجدسلیمان ودیگرهمه یک واحد قومى محسوب میگردند ودر یک طبقه هستند طورى که من میفهمم شما دچار خطاى عدم ادراک تشخیص کل ازجز شده اید !مثلا دانشکده جزیى از دانشگاه است واگر کسى نداند ووارد دانشگاه شود وبا تابلوهاى دانشکده هاى مختلف برخورد نماید !یقینا فکر خواهد کرد که هنوز باید در جستجوى دانشگاه باشد وبه جستجو ادامه خواهد داد!لذا اینها که شما میفرمایید همه قوملر هستند !بقیه اطلاعات ناصحیح وعوامانه ونژاد پرستانه است!
  • مهدی آقای سربندری بنده دچار خطای عدم ادراک نشدم بلکه شما بر حسب همان تعصب قومیتی تمام استان خوزستان ،اصفهان، کهگیلویه و چهارمحال و.. رو قلمرو بختیاریها میدانید و این حس زیاده خواهی و له کردن دیگر قومیتهای متمدن استان، چنین حرکاتی را که مورد بحث است رو توجیه میکنه پس به عربها خرده نگیرید چرا که انها هم از زمان اقتدار و ظلم شیخ خزعل، خوزستان رو متعلق به خود میدانسته و میدانند؟؟؟!! بنده اینرو قبول دارم که در قومیت من هم انسانهای خوب و با کمالات و هم انسانهای پست تر از حیوان وجود دارد آیا شما هم در مورد قومیت خود اینرو قبول دارید؟؟؟؟
  • سربندرى اقاى مهدى اشتباه تصور نکنید منظورم طرفدارى ازقوم خاصى نیست و تنها عرضم این است که براى رسیدن به نتایج باید مقدمات آن را درست شناخت والا حتى اگر نحوه استدلال درست باشد،چون مقدمات ناصحیح انتخاب شده اند ،باز به نتایج اشتباه میرسیم !من قوم عرب را در تناظر با اقوام دیگر به روش مقایسه اى از لحاظ فرهنگى ورفتارهاى اجتماعى ونحوه تعاملاتشان ،برسى میکنم وشما نظر دادید که مقایسه شود با قوم لر!من هم سعى کردم پیشنهاد شما را به مقایسه بگذارم و اصلا اهل تعصب وطرفدارى از قومى ونژادى خاص را ندارم ،بلکه اعتقاد دارم یکى از ریشه هاى عقب ماندگى جامعه تعصبات قومى غیر عقلانى است ! وکلمات قلمرو من ! ونژاد تو !وسیاه وسفید!ودیگر علایم تفرقه همه محصول انسانهاى سودجو و استحمارگر واستعمار کننده هستندکه تنها به قصد اکتساب قدرت ومنافع درست کرده اند وجالب اینجاست خود این نامردان در خفا وخلوت خود به این کلمات اعتقاد ندارند وتنها براى عقب نگه داشتن مردم است که استفاده میکنند!ازنظر اینکه گفتم اینها همه لر هستند تشابهات ژنتیکى وزبانى موجب طبقه بندى این قوم یا ان قوم میشود والبته هرطبقه به زیر طبقات دیگرى تقسیم میشود که بازهم درون همان طبقه اتفاق میفتد وباعث خورج یک زیر طبقه از طبقه مادر نمیگردد!لذا ازاین جهت است که قوم لر وقوم عرب راباهم مقایسه توصیفى مینمایم!