مدارس کوت عبدالله درکانون بحران!/ علی عبدالخانی
علی عبدالخاانی – خورنا اواخر سال گذشته وقتی وضع حاکم برمنطقه فوق محروم کوت عبدالله رابه نقدی منطقی وواقع بینانه کشاندیم،ازسوی عده ای که عنوان مسول محلی آن منطقه رایدک می کشندموردهجوم وهجمه واقع شدیم،بااین توجیه که هرگونه نقدیاانتقاد موقعیت شغلی آنها رانشانه می رود.
ازشرایط بسیاربدحاکم برتعاریف اداری،ضعف وناتوانی مسولین محلی دردریافت استحقاقات قانونی وحرکت لاک پشتی ودرسایه آنها،نبودزیرساختهای لازم درزمینه های آب وفاضلاب وخدمات رفاهی وشهری(شهرداری) وازهمه مهمتر ازوضعیت نامساعدآموزشی وفقدان دبیران متخصص وکمبودشدید دراین زمینه و…بسیارگفتیم،اما نتیجه ای حتی کمترازآنچه توقع وانتظارش راداشتیم عایدمان نشد.
چرا؟!به این دلیل که دربعضی مواردکه اکنون شکل بحران بخودگرفته یاخواهدگرفت، نوعی بی کفایتی دیده می شودکه اگرغیر ازاین می بود،علی القاعده وضع به چنین درجه ای ازوخامت نمی رسید.مدیری که خودرامدیرمی پنداردوبرای خود ارزش وبهایی قایل است می بایست ادامه کارخود رابه حل کردن مشکلات حوزه تحت مدیریتش متصل میکرد ودربدترین حالت از منطق اگر مشکلات حوزه خدمتم راحل نکنی از ادامه همکاری باشمای مدیر ارشد که به قصد تخریب وجهه ام مرا به نقطه ای غیربرخوردار ومحروم فرستاده ای، معذورم.
مگر میشود ازشخصی خواسته شودکه مدیریت اداره ای راتقبل کنداما تمام ابزاروامکاناتی که لازمه مدیریت باشد رااز اوبگیرندویا دراختیارش قرارندهند وسپس عنوان مدیریت رابه ایشان الصاق کنند.چنین مدیری چه بایدبکند؟! شعربگوید یاقصه…یاورد بخواند ودرانتظار معجزه بنشیند.به پست مدیریتی ومزایا ودنگ وفنگ های پیرامون آن بسنده کند.به قول های توخالی این نماینده وآن مسول دلخوش کند.
بعنوان یک مدیرقوی ظاهرشودوبخاطر مردم مثل کنه!! به مسولین مختلف بچسبدودرحدود ممکن پرده ازقصورها وتقصیرها بردارد وجبران مافات کند.اما اگر به اول مهربرسد وخود رابدور ازتحقق هرگونه دست آورد ببیند،چه بایدبکند.وقتی ازتامین دبیران برای مدارس خودهم عاجز است ،ازدیدگاه مردم محروم آن منطقه دیگر او مدیری که به بایدبه چشم مدیر به اوبنگرند، نخواهدبود.یعنی ازوقار مدیریتی خارج وچاره ای جزاستعفا نخواهد داشت.
خودراقربانی می کندتاشایداز این طریق صدای محرومیت دانش آموزان رابه گوشهای مسولین ارشدش برساند. این ابزار اداری-مدنی به مراتب کارسازتر از الغوث الغوث های دقیقه نودی ایشان مبنی بکارگیری دبیران آموزش ندیده ورایگان و…!چرابایدمدیرارشد مدارسی باشد که اضافه بردهها نقص ونقصان امکاناتی-تجهیزاتی قادربه تامین اساسی ترین نیازهم نباشد،این سوالی است که نیازمندپاسخ است.
امااداره کل آموزش وپرورش بعنوان نماینده ارشدوزارتخانه دست اندرکار دراستان بایدمسولیت وعواقب این قصور آشکاررابپذیردکه تحمیل چنین مسولیتی علی القاعده توسط نمایندگان مردم!!!!!!درمجلس بایدصورت بگیرد.راقم متحیرمانده که شهرستان کارون فاقدبودجه حداقلی آموزشی است وحق استخدام نیروی لازم راهم ندارد،ازطرفی مجوز انتقال نیرو به آن منطقه هم داده نمی شود و…،درچنین شرایطی چگونه می توان نسبت به اداره کل تردیدنداشت وانرا غیرمغرض پنداشت.باچنین وضعی مدیر آموزش وپرورش کارون به چه امیدی وقت سوزی می کندوچرا به ابزاری برای ترویج ناکارآمدی مسولین آموزش وپرورش استان تبدیل شده است.
شاید مدیرشدن ایشان بستری برای تخریب شخصیت فرهنگی ایشان باشد.الغوث الغوث سردادن درشرایط فورس ماژوری بایداتفاق بیفتد.آیا وضعیت شهرستان تا بدین حد ازوخامت رسیده .دلیل اینکه این شهرستان دچارچنین بحرانهایی می شود چیست؟!.
نماینده ولی فقیه دراستان،شخص استانداربعنوان نماینده دولتی که داعیه دار تدبیر وامیداست،نمایندگان مردم درمجلس(اگروقت کافی داشته باشند)،نمایندگان شورای شهرکوت عبدالله(اگربه موضوع فراتر از چه کسی آنرا نوشته بنگرند)ونخبگان وتاثیر گذاران غیروابسته به میز وصندلی و…همگی دربرابر بحران آموزشی پیش آمده درشهرستان کارون مسولندوهرکس ازموضع خودوباتوسل به توان قانونی تحت اختیار وحتی نفوذ خود بایددرجهت حل وفصل فوری مشکلات پیش آمده بکوشندوثابت کنند که هنوز می توان پیوندی ازمودت بامردم ایجادکرد.
علی عبدالخانی
روزنامه عصرکارون
یکشنبه ۳۰شهریور۱۳۹۳