نسبت فرهنگ با جامعه خیالی مدیران/ ماندانا صادقی
ماندانا صادقی – مدیرمسئول فیدوس: در هر سخنرانی که شرکت می کنی، مصاحبه هر مدیر یا مسولی را که می خوانی، همه از فرهنگ حرف می زنند. فرهنگ بی دفاع است. هزینه به کار بردن واژه توسعه سیاسی برای مدیران کوچک اندام بالا است. وقتی سخن از توسعه سیاسی می شود، گوش سیاست مداران، سیاسی کاران، حتی احزاب باد و گروه های فشار تیز می شود. آن ها نسبت به کاربرد واژه توسعه سیاسی خودشان را مسئول تر از مدیران کوچک اندام می دانند و بابت این مسولیت غیر رسمی، مدیران را بازخواست می کنند، یا حتی با حساسیت وارد کردن به این واژه به سنجش عمل گرا بودن یا نظرورز بودن مدیران می پردازند.
اما فرهنگ بی بها است و به بهانه بی بهای اش و برخورد ایدئولوژیک با آن هر مدیری می تواند آن را به ثمن بخس ببخشد یا حراج کند و هیچ شاعر، نویسنده و فعال فرهنگی را در مقام مقابله بر نمی تابد.
فرهنگ راحت ترین واژه ای است که می شود پشتش سنگر گرفت و پنهان شد و در همان حال می شود از آن برجکی ساخت و از ارتفاعش رگبار ریخت روی آرای دیگران.
فرهنگ در دسترس ترین واژه ای است که مدیران ناکارآمد، نابلدی شان را می گذارند روی شانه های آن، با عناوینی هم چون: کمبود های فرهنگی، عدم فرهنگ سازی، فرهنگ غلط و…
مدیران تازه کار و در پی جلب آرا عمومی موفقیت آینده نامعلومشان را در گرو ارتقاء سطح فرهنگ و فرهنگ سازی از مسیر ساخت فرهنگسرا می دانند و اعلام می کنند و چون تریبون ها و برنامه ها فقط در دست خودشان جابه جا می شود بدون در نظر گرفتن آراء متفاوت، برای همه مسائل تنها یک نسخه فرهنگی- دولتی می پیچند.
مدیران، فرهنگ را به نفع خودشان مصادر و تفسیر می کنند و هر جا که لازم دیدند آن را مثل یک مدالیون تزئینی به یقه کتشان سنجاق می کنند.
تجزیه و تحلیل آمارهای مربوط به حوزه فرهنگ و هنر( مثل کتابخوانی، سینما، تیاتر، موسیقی…) در تریبون های رسمی واز زبان مدیران حکومتی غیر وابسته به وزارت ارشادجای خود را به کلی گوی هایی در باب قداست فرهنگ، سابقه فرهنگی ایرانی وقدردانی از متولیان امر فرهنگ و هنر داده است. در حالی که همان مدیران با اعتبارات فرهنگی سازمان مطبوعشان نه تنها سبد فرهنگی خانواده های زیر مجموعه شان را پر نمی کنند بلکه با موازی کاری واستخدام انواع مشاوران فرهنگی و برنامه ریزی های غلط وآشفته بدنه غیر دولتی فرهنگ و هنر را هم دستخوش بحران می کنند.
در شهرستان ها البته وضع اسف بارتر است. آنقدر که هر مدیر متوسطی با ادعاهای اغلب کاذب و وعده های بی سرانجام والبته گاهی پر رنگ و لعاب برای خود اعتباربخشی می کند و بدون هیچ گونه برنامه مدون و تاریخ دار آزمایشی یا غیر آزمایشی طی طریق می کند و به هیچ کس اجازه نقد عملکرد حوزه فرهنگی اش را نمی دهد.
در این آشفته بازار است که وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی زیر فشار گروه های خودسر و عدم حمایت همان مدیران فرهنگی، نه می تواند کنسرت برگزار کند، نه جشنواره تیاتر و نه شب شعر غیر مناسبتی و… چون فرهنگ مدعیان فراوان دارد.
بازگو نکردن اشتباهات متولیان غیر فرهنگی در عرصه فرهنگ و پرهیز از اعلام شرایط این همه موازی کاری و دخالت های نابه جا نه تنها آبروی فرهنگ را نمی خرد و آن را بالنده نمی کند بلکه از نگاه جامعه بار تصمیم های غلط و بی برنامه را انحصارا به دوش وزارت فرهنگ و ارشاد می اندازد.