ضرورت تشکیل استانی به مرکزیت بهبهان
خورنا سایت محلی بهبهان نیوز در یادداشتی به قلم محمد پیله ور، نوشت: مردم بهبهان در پیروزی انقلاب اسلامی و در زمان جنگ تحمیلی نقش گسترده ای داشتند.به طوری که ۱۲۰۰ شهید و سرداران کشوری،همچون سرلشکر دکتر بقایی، سرلشکر دقایقی،سرتیپ مهندس فنی،سرتیپ شمایلی،باقری و بهروزی موید آن هستند.
شهر بهبهان مهد پرورش علما و دانشمندانی چون آیت الله سید عبدالله بهبهانی،علامه وحید بهبهانی،علامه قطب الدین بهبهانی (آخوند ملا علی بهبهانی)،آیت الله شیخ هادی مجتهدی،آیت الله مصطفوی،آیت الله سید محمدعلی مرتضوی،آیت الله سید میرعلی مرتضوی،آیت الله مدرس بهبهانی،دکتر حمید بهبهانی وزیر محترم راه و ترابری و شاعرانی چون میرزای شوقی،سید محمد سید ، استاد تقی آصفی ،علی خادمیون ، دکتر سعید محمدحسنی و… بوده و می باشد.
بهبهان نیز با وجود آرامگاه امامزادگانی چون امامزاده حیدر ابن موسی کاظم (ع) برادر تنی امام رضا (ع)،امامزاده فضل ابن موسی کاظم (ع)،امامزاده شاه میرعالی حسین بن موسی کاظم (ع) و بیش از ده ها امامزاده دیگر معطر و نورانی گردیده است.
بهبهان روزگاری مرکز ایالت ارگان از بندر دیلم و تمامی استان کهگلویه و بویراحمد و شرق خوزستان و قسمتی از چهارمحال بختیاری بوده است و سپس با یک پله تنزل از سال ۱۳۰۵ تا سال ۱۳۴۲ تبدیل به مرکز استان کهگیلویه و بویر احمد فعلی با نام (فرمانداری کل بهبهان) شده است و در همان سال ۱۳۰۵ هفدهمین شهرداری کشور در شهر بهبهان راه اندای شد و از سال ۱۳۴۲ باز هم با یک پله تنزل به علت شورش ایل بویر احمد و نفوذ افراد صاحب نفوذ در امور اجرایی و سکوت مردم و مسئولین بهبهان این شهر از مرکزیت افتاد و تبدیل به یکی از شهرستان های مهم ،اما نه به عنوان مرکز استان گردید،که نقشه های کشوری وقت موید آن است.
اما با همه ی این تفاسیر،عملا تا سال ۱۳۶۰ همچنان مرکز اقتصادی سیاسی و انتظامی استان کهگلویه و بویراحمد و شرق خوزستان باقی ماند و در طول پنجاه سال گذشته تا کنون با جدا شدن شهرستان هایی از آن مثل باشت، گچساران،دهدشت،بهمئی،چرام،امیدیه،ماهشهر و هندیجان به شهرستانی منزوی تبدیل شده است که به صورت حرکتی لاک پشتی در جهت توسعه و ترقی در حرکت است و متاسفانه این روند تجزیه و منزوی کردن بهبهان کماکان ادامه دارد و حال بحث جدایی زیدون و آغاجاری توسط آقای علمدار دره شوری،رئیس شورای اداری شهرستان بهبهان مطرح است.(شهرستان های هفتگل،رامهرمز،رامشیر و شادگان در طول صد سال گذشته از بهبهان جدا شده اند.)
طبق آمار ارائه شده توسط مرکز آمار ایران،شهر بهبهان در سال ۱۳۳۹ با ۳۰۰۰۰ نفر جمعیت،سی امین شهر پرجمعیت کشور و در سال ۱۳۸۵ با ۱۰۰۰۰۰ نفر جمعیت،هفتاد و هشتمین شهر از لحاظ جمعیت بوده است که متاسفانه نشان از عدم توجه و فراموشی بهبهان مظلوم توسط مسئولین کشوری از نظر امکانات رفاهی زندگی،اشتغال زایی،راه،صنعت و عمران شهری و خلاصه عدم توجه به زیر ساخت های توسعه و کوچ مردم به دیگر شهرها بخصوص کلانشهرها و بلعیدن تمامی سرمایه های مادی و انسانی بهبهان توسط کلانشهرها و البته عدم توجه به عدالت محوری شامل تقسیم عادلانه ثروت کشور و عدم توجه به توسعه متوازن منطقه ای و نیز سکوت مردم بهبهان دارد.
اما هراشتباهی با پیگیری مستمر تا حصول نتیجه قابل جبران و برگشت است.در سال ۱۳۳۵ جمعیت شهرستان های کرج،بندرعباس،بوشهر،اندیمشک،ماهشهر،ایذه و شوش و شوشتر کم تر از بهبهان بوده است و اکنون آنها از بهبهان جمعیت بیشتری دارند.عوامل ذکر شده به صورت مختصر همگی دلالت بر عدم پیشرفت بلکه عقب ماندگی بهبهان دارد.
به نظر می آید اولین گام در جهت جبران این عقب ماندگی،راه اندازی استانی با مرکزیت بهبهان است.مهمترین دلایل تاسیس و راهاندازی این استان به مرکزیت بهبهان نیز به شرح زیر است:
۱- نزدیکی به بنادر صادراتی
۲- موقعت و پتانسیل بالای کشاورزی (وجود دو رودخانه دائمی و دو رودخانه فصلی و همچنین دشت های حاصلخیز و سد های تنظیمی و کشاورزی)
۳- موقعیت مهم دامپروری (وجود مجتمع های دامپروری صنعتی و سنتی و تولیدات دامی بهبهان که در سطح کشور دارای رتبه عالی بوده و فعلا بحث دو منطقه ویژه اقتصادی بهبهان در مجلس و دولت مطرح است.)
۴- موقعیت گردشگری باستانی و تاریخی ۱۰۰۰۰ ساله به مرکزیت ارگان که از میراث های ایران کهن و سلسله عیلامیان بوده و داشتن آن همه آثار باستانی و توریستی مانند بزرگترین مجتمع آب درمانی کشور در چشمه گراب،پتانسیل بالای بهبهان را در صنعت توریسم نشان می دهد.
۵- رضایت مردم شهرستان های اطراف که در گذر زمان از بهبهان جدا شده اند و یک نظرسنجی از آنها موید این موضوع است.
۶- محرومیت بهبهان و شهرهای اطراف مانند امیدیه،آغاجاری،هندیجان،دیلم،گچساران،دهدشت،چرام،چاروسا، دیشموک،باشت،لنده،زیدون،تشان و… که با مرکز شدن بهبهان چهره محرومیت از تمام آنها زدوده می شود.
۷- فاصله زیاد بهبهان با اهواز (بعنوان مرکز استان خوزستان) که ۲۰۵ کیلومتر است از دلایل اصلی رکود بهبهان و شهرهای اطراف بوده است.
۸- قرار گرفتن بهبهان در شاهراه اتصال استان های غربی به جنوب و شرق کشور و عبور جاده اصلی ترانزیتی اهواز-شیراز و بندرامام-شیراز و در آینده ی نزدیک،اهواز-اصفهان و بندر امام-اصفهان از مسیر بهبهان.
۹- دشت و هموار بودن بهبهان که به راحتی قابل گسترش است.
۱۰- جمعیت:جمعیت شهربهبهان ۱۳۰۰۰۰ نفر و شهرستان بهبهان ۲۱۰۰۰۰ نفر است که بزرگتر از تمامی مناطق همجوار است.،ما همیشه ملاک برای مرکز استان شدن یک منطقه جمعیت نیست. به عنوان مثال در استان کرمان شهرستان های رفسنجان و سیرجان فرمانداری ویژه بوده و پر جمعیت تر از جیرفت هستند،اما بخاطر محرمیت جیرفت و شهرهای جنوب کرمان،جیرفت در حال تبدیل شدن به مرکز استان “کرمان جنوبی” است.
۱۱- موقعیت صنعتی خدادای:مخازن و منابع نفت و گاز و سیمان و آجر و ماسه و آهک و فسفات و نیز نیروگاهها و سدها و پالایشگاههای گاز بیدبلند ۱و۲
۱۲- موقعیت علمی دانشگاهی،تحصیلات و استعدادهای بی نهایت فرزندان این شهرستان: وجود دانشگاه صنعتی خاتم الانبیا،دانشکده پیرا پزشکی و تصویب دانشکده پزشکی با هزینه سه خیر،دانشگاه پیام نور،دانشکده علوم قرآنی امام سجاد(ع)،دانشکده تربیت معلم امام صادق (ع) و دانشگاه آزاد اسلامی در شهرستان بهبهان و سوابق درخشان علمی و دانشگاهی و افتخارات دانش آموزان در سطح کشوری و جهانی که نمونه اخیر آن کسب رتبه دوم سرکار خانم سارا تراب در کنکور علوم انسانی از بهبهان است.
۱۳- تصویب راه آهن های اهواز-بهبهان- شیراز،اهواز-بهبهان-بوشهر،بندر امام-بهبهان
۱۴- تصویب فرودگاه بهبهان که شروع به کار آن از امسال بوده است.
۱۵- وجود ۲۴ شهرستان خوزستان و ۲۶ شهرستان فارس که در حال افزایش تعدادا هم می باشند که هم بار زیادی را روی اهواز و شیراز دارند و هم به دلیل عدم مدیریت صحیح و رسیدگی دقیق (گستردگی هر دو استان فارس و خوزستان)،به ضرر شهرستان های دو استان است و چون بهبهان در میان این دو استان واقع شده است توسط مسئولین وزارت کشور می تواند با تغییر شهرستان های تابعه یاسوج و احداث استانی به مرکزیت بهبهان،استان های فارس و خوزستان را تعدیل کرد.
۱۶- شتاب گیری پله های ترقی و پیشرفت بهبهان و جبران محرومیت ها و رساندن بهبهان به جایگاه واقعی آن و کمک به زمینه سازی برای بازگشت مغزها و منابع مالی به وطن و دیار خود.
۱۷- پاداش ایثارگری بهبهان در طول سالهای انقلاب و جنگ و احترام به مهدپرورش علمای دینی و همچنین پیشرفت آرامگاه برادران امام رضا (ع) و توجه به مهد شعرای بهبهانی در طول تاریخ.
۱۸- وجود بخش عمده ای از سرمایه عمومی در گردش کشور (نقدینگی) به دست مردم بهبهان به دلائل کشاورزی،دامپروری،صنعت،معادن و…که عامل مثبتی است بر مرکز استان شدن بهبهان.
۱۹- وجود تاریخ و قومیت های مشترک بین بهبهان و شهرستان های اطراف.
۲۰- بهبهان بخاطر اعتقادات مذهبی قوی مردم،مرکز تجارت شهرستان های اطراف از خوزستان،بوشهر و کهگیلویه و بویر احمد است.
۲۱- بهبهان در طول تاریخ مناسب ترین کانون سیاسی،اقتصادی،فرهنگی،طبیعی و اجتماعی شهرستان های اطراف بوده است.
۲۲- جمعیت خوزستان از جمعیت کل ۵ استان همجوارش(لرستان،ایلام،چهارمحال و بختیاری،بوشهر و کهگلویه و بویراحمد)بیشتر است که این موضوع درباره استان فارس تقریبا مصذاق دارد و هر کدام از استان های مزبور می توانند به سه استان تقسیم شوند که در آن صورت تمامی شهرستان های آن ها با سرعت بیشتری رشد و توسعه و ترقی می کنند.
۲۳- وجود قومیت های مختلف خوزستان،احتمال اختلاف این قومیت ها را افزایش می دهد.اما استان های دیگر یک قومیت با یک زبان مشترکند که لازمه آن تقسیم به سه استان است.
راهکارها و وظایف مردم و مسئولین جهت تحقق هدف مرکز استان شدن بهبهان:
در صورت تحقق”مرکز استان شدن بهبهان” تمامی شاخصه های توسعه و مظاهر تمدن که در مراکز استانهای دیگر قابل مشاهده و ملموس است را با خود یدک می کشد،پس اگر صدها و هزاران بار بیشتر از دیگر مسائل به آن پرداخته و روی آن سرمایه گذاری شود ارزش آن را دارد و برای تحقق این خواسته،تلاش های بی وقفه وب نویسان،روزنامه نگاران،نویسندگان،دانشمندان،دانشگاهیان،علمای دینی،مسئولین شهری،بخصوص فرماندار محترم و نماینده مجلس و ریاست شورای شهر به همراه اعضای محترم آن شورا و از همه مهمتر مردم فهیم و نجیب بهبهان لازم است.
مرکز استان شدن بهبهان نیازمند انجام موارد ذیل است:
۱٫ اتحاد مردم و مسئولین شهری :مسئولین وزارت کشور زمانی با مردم بهبهان بر سر میز مذاکره می نشینند که مردم و مسئولین متحد و یکسو ، بر مطالبه حق و حقوق خود باشند.فراموش نکنید که با تاکید بر مراحل قانونی اتحاد مردم و مسئولین،این مهم،دست یافتنی تر خواهد شد.(مثل مرکز استان شدن قزوین)
۲٫ تعامل با مسئولین شهرستان های اطراف و جلب رضایت آنها
۳٫ تشکیل ستاد فعال به منظور شروع فعالیت با مجوز از نهادهای ذیربط برای شروع فعالیت ها در چارچوب قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران
۴٫ تشکیل جلسات کارشناسی که حداقل ماهی یک بار و با پیگیری سرسختانه تا حصول نتیجه ادامه یابد.
۵٫ پرهیز از گفتگوهای نا امیدکننده بخصوص در بین مردم
۶٫ نوید زندگی بهتر به همشهریان عزیز بخصوص و جلب حمایت آنها
۷٫ ایجاد خودباوری در بین مردم.