مخالفان فعلی وزارت ارشاد و بازیهای آنان
رضا صادقیان – خورنا بررسی واکنش مخالفان دولت روحانی در حوزه فرهنگ و آموزشعالی نشان از آن دارد که بخش بزرگی از این مخالفتها انجام اعمالی است که با آگاهی کامل صورت نمیپذیرد. بیش از آنکه آبشخور چنین مخالفتهایی بازتابنده توان فکری و یا پشتوانه تئوری آنان باشد بازگو کننده وضعیتی است که نیروهای جبهه پایداری در آن قرار دارند. نیرویی که گمان میبرد با روی کار آمدن دولت روحانی بخشی از توان خود را از دست داده و بهترین راه برای پاسخ نگفتن به سیاستهای دولت قبل را فرار به جلو میداند. نامهنگاری احمدینژاد و معاون اول وی درباره فساد مالی بهیکباره بسیاری از مدعاهای این طیف را از دستشان ربود، مدعای دولت پاکدستان و مبارزه بیامان با آقازادهها و ویژخواران مدعای کمی نبود که با نگارش نامهای ستون پایههای آن به لرزه در آمد. حال برای دوری از آن جو، فضاهای جدیدی میگشایند و تلاش دارند دولت روحانی در همین زمین مشغول بازی شود.
اندکی از گذشته نه چندان دور
مخالفان دولت روحانی تا چندی قبل ذرهبین به دست در پی یافتن عناصر مشکوک و یا «فتنهگران» در وزارت علوم بودند، وزارتخانهای که در دولتهای نهم و دهم تلاشهای درخور توجهای انجام داد تا نظر یاران و همراهان خود را بیش از همیشه جلب نماید. محدود نمودن سخنرانیها و فعالیتهای اجتماعی و سیاسی تشکلهای دانشجویی بخشی از همین برنامههایی بود که همراهان دولت قبل برای تمام آن محدودیتها بسیار شادمان شدند، بازنشسته کردن اساتید علوم انسانی و دیگر رشتهها آرزویی بود که با گذشت سالیان دراز به آن دست یافتن. در برابر فعالیتهای دانشجویی، انجام کارهای اداری و بروکراسی را چنان بزرگ و پیچ در پیچ نمودند که کمتر فعال دانشجویی به خود جرات میداد و نزدیک اتاق معاونت فرهنگی دانشگاهها میشد. چون میدانستند بدون هیچ دستاوردی و با شنیدن نههای مکرر بازمیگردد.
با توجه به سخنان و مخالفتهای پی در پی مخالفان دولت درباره وزرای پیشنهادی دولت یازدهم و دامن زدن به جو «فتنهجویی» و «فتنهکاری»، اگر کسی در ایران زندگی نکرده و یا تجربه زیست در فضای سیاسی کشور را نداشته باشد شاید باور نماید که برخی از نفوذیها سوار اتومبیل شدهاند و یکراست دم درب وزارت علوم و فناوری پیاده شدند؛ در حالی که روی دادن چنین امری اگر محال نباشد تقریبا بخشی از کارهای تقریبا ناممکن است. مگر سیستم اداری و گزینش افراد در ادارههای دولتی به این آسانی روی میدهد که معاونان وزارتخانهای با چنین حال و هوایی انتخاب شوند و سازمانهای نظارتی هم در برابر این تغییرات سکوت نمایند؟ در شرایط فعلی روشن شده تمام آن سخنان حکایت «دلواپسی» نبود، بخشی از تلاشهایی است که میبایست صورت دهند تا دولت را مشغول تکذیب کردن خبرهای جعل شده کنند. مقایسه کنید بعد از رای اعتماد مجلس به فرهادی به غیر از اخبار مربوط به ثبتنام کنکوریها کدام نقد درباره وزارت علوم نشر یافته است، گویی چنین وزارتخانهای برای یابندگان “فتنه” وجود خارجی ندارد.
شاید تمام آن مخالفتها با وزاری پیشنهادی انعکاس دهنده بخشی از دغدغه بازگشت فضای دانشگاهها به قبل از سال ۱۳۸۴ باشد، یا مسئله بورسیهها و یا دعوت به کار کسانی که در این سالها به حاشیه رانده شده بودند. هر چه بود و نبود صدایی از آن مخالفان پرُصدا در این روزها شنیده نمیشود.
وزارت ارشاد جنتی
مدتی است فعالیتهای وزیر ارشاد محور مطالب سایتهای مخالف دولت شده است. هر حرکت و سخنی که از سوی علی جنتی صورت گیرد خیلی زود و با واکنشهای هماهنگ شمارگانی قابل توجه نقد و نفی در چنین رسانههایی شکل میگیرد، حتی سخنان اخیر روحانی درباره روشنتر شدن خط و خطوط ممیزی کتاب را بخشی از تلاشهای جنتی دانستند و براساس همین برداشت فعالیتهای وزیر را با شدتی هر چه تمام به چالش کشیدند.
شاید داستان این حملهها و تهاجمهای بی وقفه منتشر شدن عکس مشترک وزیر با سیدمحمد خاتمی در عید نوروز بود، عکسی که در فضای مجازی بیش از تصاویر دیگر دست به دست چرخید و واکنشهای متفاوتی را به همراه داشت. اندکی بعد درباره هجوم کتابهای ضد انقلاب به بازار نشر میان آمد! اما امان از یک جمله نقل شده از کتابهای ضد دینی و یا ضد آرمانهای انقلاب اسلامی که با مجوز ارشاد به بازار نشر راه یافته باشند. گزارشهای پرشوری نوشته میشد که کتابی درباره جامعهشناسی ایران به چاپ رسیده و نویسنده تمام ارزشها را زیر سوال برده است. بعد مشخص شد نه تنها نقدی از این منظر به گفتههای نویسنده کتاب وارد نیست بلکه مخالفان اساسا با نویسنده مشکل دارند و محتوای اثر مهم نیست. فرقی ندارد که نویسنده کتاب خاتمی باشد و یا دولتآبادی، از چنین نگاهی اشخصاص مهم هستند و نه سخنی که میگویند.
فیلم «خانه پدری» ساخته کیانوش عیاری دستاویزی بود که مخالفان وزیر ارشاد تلاش کردند از اکران عمومی آن جلوگیری کنند، موفق هم شدند ولی بیشتر علاقه داشتند هیچ چشمی چنین فیلمی را نگاه نکند. واکنش مخالفان در خصوص فیلم عیاری نشان داد این طیف چقدر از وضعیت فعلی و فیلمهای موجود در بازار غیررسمی بهدور هستند. انگار هیچ وقت به بازار پر فروش و پر مخاطب سریالها و فیلمهای سینمایی به زبانهای دیگر برخورد نداشتند، سریالهایی که بیش از هر سریال تلویزیونی پخش شده از شبکههای صدا و سیما بیننده دارد و تجربه نشان داده سیاستهای اعمال شده از سوی نهادهای مختلف موفق به محدود کردن این بازار نشده است. اینکه وزیری را برای ساخت و پخش فیلم سینمایی دارای مجوز رسمی از وزارت ارشاد که نقل کننده بخشی از وضعیت اجتماعی ایران دیروز و امروز ما بوده مورد حمله قرار دهند، بخشی از همان بیخبری فرهنگی است.
بسیاری از مخالفان و نه منتقدان سیاستهای دولت روحانی و وزارت ارشاد، سیاستهای فرهنگی دولت یازدهم را ادامه دهنده سیاستهایی دولت اول و ابتدای دولت دوم محمد خاتمی میدانند. زمانهای که با مدیریت مهاجرانی بخشی از موانع اداری و سازمانی در حوزه کتاب، فیلم، تئاتر کاسته شد. مهمتر آنکه اگر از منظر مخالفان به سیاستهای فرهنگی دولت خاتمی نگاه کنیم مخالفخوانیهای آنان چندان مهم و دقیق نیست، شاید همچون آقای حسینی در مجلس پنجم گمان دارند کتابهای زیراکس شده با مجوز ارشاد در بازار پخش میشوند!
بازی ادامه دارد…
این روزها علی جنتی و وزارتخانه تحت مدیریت وی بیش از دیگر مدیران و وزار سیبلی برای ترکشهای از کمان در رفته مخالفان شده است. اگر نامهای دیگر از دولتمردان سابق درباره وجود فساد مالی و اداری در دولتهای نهم و دهم منتشر شود، بدون شک اینگونه حملات بیشتر خواهد شد. در شرایط فعلی جنتی و معاونان وی، چند صباحی دیگر کسانی دیگر و این بازیها ادامه دارد تا مادامی که توان دولت را صرف حاشیهها کنند. دولت روحانی نمیتواند و نباید چنین فضاهایی را در اختیار کسانی قرار دهد که با کمترین کارنامه قابل قبول در حوزه کارهای اجرایی دایم مشغول مخالفت با سیاستهای دولت و جعل خبر هستند. وقت بسیار کم است و وعدههای داده شده دولت روحانی با پرداختن به این داستانهای دنبالهدار به نتیجه نخواهد رسید.