شهروند آبادانی، معاون رییس جمهور را به مناظره فراخواند

خورنا – مسعود کنعانی-آبادان خانم دکتر ابتکار معاون رییس جمهور در واکنش به زنجیره انسانى حفاظت از کارون ،سخنان غیرمنصفانه ایی را در این رابطه بیان کرده اند..
که اى کاش شخصیتى در حد و اندازه معاونت رئیس جمهور و برخوردار از سوابق طولانى مدیریتى..با صبر و امعان نظرى افزون تر،،مردم استان های چهارمحال و بختیاری و خوزستان بویژه جوانان را که غالب کاربران فضای مجازی را تشکیل می دهند ،مورد خطاب قرار میدادند.
******
سرکارخانم دکتر ابتکار
*لازمه مسئولیت هاى بزرگ بهره مندی از تدبیر و دیدگاه های وسیع و سنجش مشکلات ومعضلات متنابهه از ابعاد مختلف است.
زیرا هر اقدام و یا قصد به اقدام و حتی اظهار نظری که درمحل خود نباشد..گره جدیدی به گره های قبلی خواهد افزود…و مخاطب ،میزان اشراف آن مسئول بر حوزه فعالیتش را به دیده تردید خواهد نگریست.
اینجانب بعنوان یک فرد عادى و معمولى خوزستان با اصالت آبادانی- فرمایشات سرکار به عنوان معاونت محترم رئیس جمهور و رئیس سازمان محیط زیست« کل» ایران را دردمندانه ،مطالعه کرده و متأسفانه در بهتی عجیب فرو رفتم.
نپرداختن به اصل موضوع حداقل در بخشی که مرتبط با مسئولیت مستقیم شما،می باشد و فرافکنی و اشاره به مواردی که به هیچ وجه در مخیله معترضان به انتقال آب کارون وجود نداشته وندارد،،چه کمکی به حل موضوع می کند؟
مردم محروم و رنجدیده خوزستان در گرمای طاقت فرسای تابستان هنوز از نعمت آب آشامیدنی سالم محرومند!
 و این در حالیست که رودخانه کارون شمال تا جنوب این استان را درمی نوردد.
کارون که زمانی شب هایش ،رویایی وخاطره انگیز بود،،جفایی بر این نعمت زیبای الهی ، روا شده که اینک جز بوی تعفن و فاضلاب های حتی بیمارستانی ،استشمام نمی شود و در ساعات شرجی و گرم رهگذران را از خود گریزان می کند.درد بسیار وگله ها بی شمار!
اما..ای خواهر محترم؛
مجال و مقال را اطاله بیش ازین درنگنجد.
عموم کسانی که حلقه های بهم پیوسته این زنجیره ناگسستنی را تشکیل دادند.،مردمانی بودند از تمامی اقشار و گروههای جامعه انسانی خوزستان و هیچ کس از مجتمعین نیز، آب کارون را ملک طلق خود نمی دانست.. و حاشا و کلا که تربیت یافتگان مکتب عاشورا آب شرب را بر هم وطن و هم کیش خود روا ندارند!
همه آمده بودند با هر زبان و لهجه و رنگی ، استاد دانشگاه ، بیکار ، کارگر و کشاورز همگام با زنان،کودکان و بویژه جوانان،درکنار عشایر غیور که بالباس محلی دست دردست یکدیگر، هارمونی زیبایی از همدلی،برادری وهمراهی برای نجات کارون را به نمایش گذاشتند ،رودخانه ایی که خود و آباء و اجدادشان در دامن مادرانه اش پرورش یافته اند..
تازه اینجا بود که کارون به همه فهماند هنوز نقشی حیاتی در این استان موزاییکی ایفا می کند که بسادگی قابل اغماض نیست.!
و شاید بهترین تعبیری را که می توانم درین باره عنوان کنم..عبارت زیبا وشیوای استاندارمحترم خوزستان،دکتر مقتدایی که بیان داشتند :(کارون،سمفونی وحدت مردم خوزستان است)
و امروز این سمفونی نباید با سازهای ناکوک و نت نویس هایی که هر کدامشان برای دل خود می نویسند بهم ریزد.
رنج و خشم ناشی از مشاهده مرگ تدریجی کارون ؛درد جانگزای جدیدی اضافه بر دردها وناکامی های متراکم مردمی است که ۸سال زیر بار سنگین جنگ تحمیلی بوده وهنوز بعد ازگذشت۲۵سال ازدفاع مقدس در آرزوی بازسازی شهرهایشان هستند!
شهری که آب شربش روانه بیمارستانت کند و بیمارستانش توان پذیرش نداشته باشد.جوانانش که در علاقه به ورزش شهره عالم شده اند،
بعد ازچندین دهه هنوز درحسرت یک ورزشگاه هستند. در ودیوارش شبح جنگ ومرگ را به دیده وجان کودکان وجوانانش هدیه می دهد.و..و..و
به جرأت میگویم که شهرما فقط پاکسازی شده ونه بازسازی! وآیا این ظرف گنجایش و توان مظروفی بیش ازین را خواهد داشت؟!
نه خواهر عزیز!
آن چه میگویم شما،صدالبته که بهتر از من می دانید..پس چرا؟! صراحت وقاطعیت در اعلام مواضع اصولی وبحق یک مطالبه جدی از دولتمردان است.نه مداهنه و گاهی به میخ وده بار به نعل کوفتن!!
شما که علت مرگ تدریجی تالاب بین المللی شادگان .، نداشتن آب آشامیدنی سالم در شأن ساکنان مهد صنعت نفت و پیشرو تجدد ومدرنیته شهرهای ایران، مسجدسلیمان نجیب ، شوری آب بهمنشیر واروند وبیابان بودن مسیر طولانی اهواز وخرمشهر وآبادان-اهواز که به ظاهر مسیرهای ترانزیتی وتوریستی هستند…و…و..و
همه اینها وصدها بار بیشتر از این را که بهتر از هرکسی قاعدتا می بایست مطلع باشید؟
اگر نمیدانید؟ که وا اسفا…! و اگر دانسته اینگونه اعلام موضع می فرمایید.
پس آنچه مبرهن میشود؛
که ما بیهوده عرض خود میبریم و زحمت به شما می داریم!!!
سرکارخانم دکتر ابتکار
معاون محترم رییس جمهور و رییس سازمان محیط زیست!
می پرسم چرا باید مجبور به تغییر صورت مسأله باشیم .؟
وچرا وقتی خود از پاسخ مسأله ناتوانیم .. ،صاحب سوال و پرسنده را ملامت کرده و حاشیه را بر متن مرجح می کنیم.؟؟!
نگارنده بدون هیچ تحصیلات آکادمیک ،شما را به چالشی مستقیم دراین رابطه فرامی خوانم….تامردم قضاوت نمایند.
مناظره می گویم تنها به دلیل احترام به نظر و ذهنیت های هموطنان فهیم وعزیز اصفهانی،خوزستانی و چهارمحالیم..
تا موضوع برای همه تبیین شود.وگامی درجهت زدودن غبار تشویشهای تصنعی و مضر برداریم.
والا نی مرا رقصی میانه می دانم آرزو
نی شمارا می سزد این مصاف وگفتگو
استدعا دارم؛ در صورت عدم توان سرکار عالی و مشاورانتان در اثبات ادعاهای مطرح شده، این عنوان، جایگاه و منصب رافردی در اختیار گیرد که حداقل های مناصب عالیه و ملی را مورد توجه قرار دهد و از فحوای کلامش تدبیر و امید سر برآورد..و غیر از همگرایی و وحدت بر صور دیگری ندمد..!
و اما …من اگر نتوانستم پاسخ مستدلی به فرمایشات وادعاهاى غیرواقعى و به دور از روانشناسی اجتماعی وحتی موقعیت شناسی جغرافیایی وهمچنین حقانیت مطالبات ابتدایی و بدیهى همشهریان خویش را به شما ودیگران اثبات نمایم..
علیرغم اینکه زخمى کاری تر و از هرسمى تلخ تر و مهلک تر جز این سراغ ندارم ..!
با این حال از مهمترین جایگاه،منصب وعنوانى که دارم که همانا آبادانى بودن من است،انصراف خواهم داد.
و تا آخرین لحظه زندگى پا به این شهر مقدس و آسمانی که مشهد جنوب ایران زمین است. نخواهم گذاشت.
توى این شهر پسرک فلافل فروشی هست…در حد وزیر!
بیکاران بیشمارى نیز در پرسه اند وزیر شلاق آفتاب و روی آسفالت سوزان  وتفتیده به دنبال فردای روشن خیال خود سرگردان!
وتحصیلات انتفاعى وغیرانتفاعی
هرگز
به دوران ندیده اند!
اما خدای سبحان را شاهد میگیرم؛
هرکدامشان را بکاوی ،معدنی خواهی یافت غنی وپر ارزشتر از
پالایشگاه شهرشان!
پالایشگاهی که دیگر آنها را نمیشناسد.
آیا درد واندوه فقر ونداری و بی فردایی ومضاف برآن تازیانه هاى سوزان وگدازان گرمای وحشتناک سه فصل از سال را راهى به جمجمه اینان نبوده است؟
اما این مخچه جوشان درظهر ۶۰ درجه ایی تابستانشان هرسال پخته تر شده است!
اینجا نجابت ،وفا وصفای مردم ومهمتر ازهمه تعهد به مکتب ولایت، سربه زیرشان می کند..صبرشان را می افزاید ..دل قوی می دارند وزخم هاشان را از یار ومراد خویش می پوشانند..!
آری ..لاف از سخن چون در توان زد
اما…
آیا مدعیان دکترا واصحاب رساله و  تزهاى گونه گون،درس خوانده هاى ینگه دنیا ،که دیوارهاى خانه و دفترکارشان را نمایشگاه مدارک و الواح نبوغ وبلوغ ذاتى خویش کرده اند.. را کسی یافت میشود..؟؟!
خانم ابتکار..
یکطرفه به سخن نشستن..
ویک دیده را به دیدن بستن
و تنها به نزد قاضى جستن
را هر نابلدى،بلد است!!
اما …اى بزرگوار !؟
این حقیر؛ کوچکى از شهر خوبان وبزرگان،دیار دلاوران و نام آوران،
شهر زنان مردتر از مرد!
و جوانان پر از درد !
جزیره دریغ از آب گواراى سرد
واز میان بیماری و آلودگى و
هواى آکنده از غبارو ریزگرد!
از لابلاى محیط زیست رو به نیست!
باشماهستم اى متولى محیط زیست!
اگر اندک اعتقاد و اطمینانی به کلام خویش دارید…..
محل اجتماع متضاد رنج با گنج و آب وسراب،..منت نهاده بپذیرید با فرزندی از
آبادان همچنان نالان به سخن بنشینیبد………. بسم الله

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • اندیمشکی آفرین هم استانی عزیز به داشتنت افتخارمیکنم.
  • بندر ماهشهر درود به فرزندان کارون - خانم دکتر بدانید که کارون خط قرمز فرزندان این گوشه ایران اسلامی است