در سوگ قافله سالار موسیقی ایران/ میلاد ادیبی
خورنا _ میلاد ادیبی: خبر کوتاه بود و سرد به سردی خاک و احوالات این روزهای موسیقی: لطفی هم رفت؛ همین! و کم کم دارد عادت مندی عجین درد مندی هایمان می شود.
آقایان و باز هم آقایان! باور کنید اتفاق خاصی نیوفتاده ،همه چیز سر جایش است ،فقط سفید پوش موسیقی ایران سفید پوش شده و ریش بلند موسیقی ریشه در خاک!
باور کنید همه چیز دست نخورده باقی خواهد ماند،گرد نشسته بر پرونده ها،مجوز ها و لغو خود جوش گاه و بیگاه کنسرت ها!و ما نیز به عادت مندی و درد مندی واکسینه شده ایم باور کنید دیگر پله های ارشاد زیر پای رستم موسیقی ایران نخواهد لرزید و لطفی بی لطفی و نا سازی با ساز را نخواهد دید!
پیر مرد می گفت :من موسیقی دان دوران بحرانم! و به حق در تمام این سال ها که هر روزش برای خودش برهه حساس کنونی بو در هر پرده از پرده پرده وقایع تاریخی در کنار ما بود و زخمه زخمه سازش هم نوا با زخم ها و ناله هان.
چه در روزهای ستم شاهی که برادران نوجوان خویش را غرق خون می دید و لطفی نیز میتوانست در گل ها از گل و بلبل و لعل و لب بگو ید و هنر بندی درباری و آستان بوس قدرت باشد لیک او از بهار دیگر و از تباری دیگر بود و هم رزم و هم زنجیر قبیله خویش و آنک لطفی به سیم آخر زد.
چاوش بود و همه در زیر قبا و سایه ،سایه!لطفی گرگانی ،شجزیان مشهدی ،شکارچی لرستانی،کامکار کرمانشاهی ، مشکاتیان نیشابوری و استاد علیزاده همه ساز مخالفت کوک کرده بودند تا شیپور صبح روشنایی بزنند که آنان این سرا را “سرای امید”می خواستند.
بهمن و مهن نیز بگذشت و دل های پر خون میزبان شکوه افزون شادی شد و زان پس چه غریبانه همه مرغان هم آواز پراکنده شدند!
آری لطفی به حق موسیقی دان دوره بحران بود!و ماه مجلس انس و همواره هم ره این قافله.تار لطفی در دهه شصت نه عار که یار مظلومیت هشت سا له مردمش بود و چه خوش میگفت که هنرور صدای اعتراض را در پنجه خویش دارد .آری برادر ما با ناله تار او بیرق حق برداشتیم،جان فدای وطن کردیم عاشق شدیم و گریستیم.
این روزها شاید در خاک شدن سرو چمان موسیقی ایران تیتر خبرگزاری های دولتی نباشد و مرگ”قافله سالار” موسیقی در کوتاه ترین اخبار رسانه ملی جایی نداشته باشد و با زیر نویسی زیر سبیلی و “خموشانه”از کنارش بگذرند لیک ناله ساز او “بال در بال”درد ها و رنج ها ،بیم ها و امید های این “سرای امید ” خواهد ماند که او هر که بود ریشه در این خاک داشت و نامش چه زیبا چون چلچراغی بر تارک فرهنگ این دیار خواهد درخشید.