یک نویسنده و پژوهشگر تاریخ شوش در کفتگو با خورنا:

شوش نمونه یک جامعه مدنی همراه با اتحاد و همبستگی بین اقوام است

جعفر دیناروند نویسنده و پژوهشگر تاریخ شوش در گفتگو با خورنا گفت: مراسمات شادی و عزا در شوش به هیچ عنوان تک قومی برگزار نمی‌شوند و همه ی اقوام لر، عرب، دزفولی و بختیاری این شهر در شادی و غم باهم شریکند و این نشان از اوج موفقیت جامعه مدنی در شوش است. دفاع مقدس نیز به خوبی این اتحاد و همبستگی را نشان داد و به نظرم این توفیق را باید حفظ و شوش سربلند را از این لحاظ تمجید نمود.

خورنا – جعفر دیناروند نویسنده و پژوهشگر تاریخ شوش و از چهره های فرهنگی و ادبی در شوش معاصر است. او دارای مدرک کارشناسی ارشد در تاریخ و فلسفه تعلیم و تربیت بوده و تحصیلات ابتدایی و متوسطه خود را در این شهرستان به پایان رسانده است. علاقه وی به شوش و تاریخ کهن آن باعث انجام تحقیقات وسیعی در گذشته این شهرستان شده است که در این راستا علاوه بر چاپ مقالات متعدد، به تالیف شش کتاب نیز پرداخته که سه کتاب آن درباره تاریخ شوش جدید است. کتاب شوش و بزرگان آن(نسل اول)، ورزش شوش از آغاز، آموزش و پرورش شوش در گذر تاریخ (از ابتدا تا دفاع مقدس) از جمله تالیفات این پژوهشگر تاریخ شوش است. وی در حال حاضر دو کتاب دیگر با نامهای “شوش شناسی” و “لر شناسی شوش” را نیز برای چاپ در اختیار انتشارات قرار داده است.

خبرگزاری خورنا در گفتگویی با این پژوهشگر تاریخ شوش در ابتدا از او در مورد پیشینه شوش کنونی و چگونگی پیدایش شوش نوین پرسید که وی در پاسخ به این سئوالات عنوان کرد: شوش به عنوان اولین شهر جهان، دارای پیشینه ای طولانی در مقاطع تاریخی است بطوریکه در هر مقطع از تاریخ این شهر حوادث و رویدادهایی اتفاق افتاده که همگی آنها ثبت شده است. این مقاطع تاریخی که قدمت آنها به بیش از هفت هزار سال می‌رسد شامل شوش قبل از تاریخ، شوش باستان، شوش اسلامی و شوش جدید است.

دیناروند در ادامه تصریح کرد: به طور مثال شوش علاوه بر سال ۲۷۰۰ قبل از میلاد یعنی در زمان پادشاهی عیلام که پایتخت بود در سال ۵۵۸ قبل از میلاد یعنی در زمان پادشاهی کورش دوم نیز به عنوان پایتخت زمستانی هخامنشیان انتخاب شد. این شهر در سال ۱۷ هجری قمری به تصرف مسلمانان درآمد و در سال ۲۱ هجری قمری مصادف با ۶۴۲ میلادی، جنازه حضرت دانیال(ع) به وسیله موسی اشعری در آن کشف گردید.

وی بیان داشت: شوش بعد از دوران اسلامی به دلایلی از جمله، رونق شهرهای اهواز و شوشتر، خالی از سکنه گردید. البته این شهر قبل از تخلیه در دو بخش که رودخانه شاوور از میان آن ها گذر می کرد، قرار داشت و مسلمانان و یهودیان در کنار هم زندگی می کردند.

این پژوهشگر تاریخ می‌گوید: دوران طولانی سکونت در شوش تا ورود کاشفان، ادامه داشت و‌ شوش جدید بعد از این دوران تشکیل شد که تا امروز حدود ۱۰۵ سال از تشکیل آن می‌گذرد.

او در پاسخ به این پرسش که چه اقوامی در شکل‌گیری هسته‌ی اصلی شوش کارساز بودند گفت: بدون شک و قبل از ایجاد شهر شوش، روستاهای اطراف آن از قدمت بیشتری برخوردار بودند. این روستاها یا عرب نشین بودند یا لر نشین و سرزمین های اطراف با نام حسین آباد و عنبریه معروف بودند.

دیناروند یادآور شد: شوش قبل از ورود مردم به آن دارای قلعه ای به نام نظام السلطنه حاکم خوزستان بود که آن را در اختیار کریم خان فیلی قرار داد و بعد از فوت کریم خان در سال ۱۳۲۸ هجری قمری به غلامرضا خان والی واگذار گردید. این قلعه محل زندگی طوایف لر به رهبری کریم خان و غلامرضا خان بود و بعد به قلعه خرابه معروف گشت. محل امروز آن روبروی شورای حل اختلاف، کمی پایین تر است. تمام شوش در این قلعه مستقر بودند و عملا سکنی گزینی وجود نداشت.

قلعه کریم خان فیلی در شوش

وی ادامه داد: در این مقطع، شوش از چند مرحله عبور کرد. مرحله اول چادر نشینی و کپر نشینی بود. مرحله دوم کاروانسرا نشینی، مرحله سوم روستا نشینی مرحله جهارم شهر نشینی بود و برای هر یک از این مراحل توضیحاتی لازم است که به طور معمول در مصاحبه ها نمی گنجد، اما خوانندگان می توانند در کتاب های بنده آنها را مطالعه کنند.

این پژوهشگر تاریخ در مورد مهم ترین دلایل سکنی گزینی و بازگشت مردم به شوش گفت: ورود باستان شناسان به شوش و تلاش برای کشف آثار باستانی که به تبع آن نیاز به نیروی کار و خدمات بود، وجود بارگاه حضرت دانیال(ع) که قبل از سکنی گزینی به صورت فصلی دارای زوار بود اما به مرور و در اطراف آن سکنی گزینی صورت گرفت و نیز ورود بازرگانان و تجار دزفولی به منظور خدمات رسانی به کارگران باستان شناسی که ابتدا فصلی و سپس ثابت باقی ماند و همچنین ورود طوایف لر به رهبری کریم خان و سکونت در اطراف کرخه و دز و بعد اطراف رودخانه ی شاوور به صورت ثابت زیرا این طوایف ابتدا ییلاق و قشلاق داشتند و کوچ گردان بودند را می‌توان از جمله مهمترین دلایل سکنی گزینی و بازگشت مردم به شوش عنوان کرد.

در ادامه این گفتگو با توجه به اینکه شوش نوین یکی از شهرهایی است که از هنگام پیدایش شهروندانش با یکدیگر ارتباط نزدیک و خوبی داشتند و نمونه روشن جامعه مدنی و مداراگر ایرانی هستند از دیناروند در مورد علت این امر پرسیدیم و او در جواب گفت: برای توضیح در این مورد باید به تاریخ مراجعه کرد.چون پرسش شما، به شکل گیری هسته ی اصلی جمعیتی شهر مربوط می‌شود لذا به همین حدود پاسخ می دهم. گرچه تکمیل جمعیت و مهاجرت اقوام دیگر در استمرار شوش موثر بودند اما به نظر می رسد که سه قوم در تشکیل این شهر نقش اصلی را داشتند. اول قوم دزفولی یا مهاحرین از دزفول را می توان نام برد که آن ها برای خدمت رسانی به کارگران باستان شناسی، ابتدا به صورت فصلی وارد شوش شدند و در قلعه کریم خان بیتوته می کردند. معروف ترین این اشخاص، مرحوم حاج عبدالحسین دانیالی مدفون در حرم دانیال(ع) است. سپس به صورت ثابت و در قالب کاروانسرایی به داد و ستد با روستاهای عرب نشین و لر نشین پرداختند که معروف ترین آن ها فتحی و پولاد بودند؛ تاریخ نشان می دهد که اولین های خدمات مانند نانوایی، داروخانه، فروشگاه نفت فروشی، بقالی و بزازی از این قوم بودند.

دیناروند ادامه داد: دومین قوم لرها بودند که به وسیله ی خوانین فیلی هدایت می شدند و در قلعه و اطراف رودخانه ها اقامت داشتند. خوانین فیلی دارای حکم دولتی بودند و مسئولیت امنیت شوش را بر عهده داشتند و در مقطعی کوتاه مجبور به زندگی در قلعه دمورگان شدند. مرگ علی مردان خان فیلی درسال۱۳۳۳هجری قمری در این قلعه اتفاق افتاد.

این پژوهشگر تاریخ شوش گفت: سومین تشکیل دهنده شوش نوین قوم عرب بودند که به طور کلی در روستاهای اطراف زندگی می کردند و دارای فعالیت کشاورزی و دامداری بودند. این قوم بیشتر مایحتاج غذایی شوش را تامین می کردند و با دزفولی ها داد و ستد داشتند.تاثیر آن ها در شکل گیری شوش نوین از این طریق بود که معروف ترین آن ها، طوایف آل کثیر و کعب عمیر بودند.

او در ادامه جالب ترین و روشن ترین نکته در مورد این سه قوم را همکاری و همدلی آن ها در تشکیل شوش جدید می‌داند و می‌گوید: این همکاری و‌ همدلی مردم شوش را باید بدون تعارف به آن پرداخت. مطالعات من نشان می دهد که شوش جدید از ابتدای تشکیل آن که پنج یا شش سال از یک قرن آن می گذرد، دارای برجستگی های خاصی بود. همان طور که می دانید در این شهر و با توجه به دلایل متفاوت چهار قوم با فرهنگ خاص، گردهم آمدند که از دیدگاه مدنی، باید گفت که جامعه ای ماندگار و پیشرفته است که مردمان آن قادر به همزیستی و همکاری در کنار هم می‌باشند.

دیناروند گفت: در شوش اقوام عرب، لر، دزفولی و بختیاری به دلیل اینکه مدت زمانی طولانی در کنار هم زندگی می کنند نوعی همدلی در بین آنها به وجود آمده است که این همدلی‌ها باعث شده علیرغم تفاوت در سنت ها و رسوم آنها ولی همکاری بین آنها فراوان باشد. به عنوان محقق در جامعه شناسی شوش، این نزدیکی‌ها را حاصل فهم و درک عمیق مردم شوش از انسان دوستی و هم نوع خواهی می دانم. آن چه در میان این چهار قوم به وضوح مشاهده می شود، روحیه ی عشایری آن هاست که منعکس کننده ی پاکی درونی و حس همگرایی بین آنها می‌باشد. امروز شوش تابع دیروزی است که این اقوام با وصلت، به هم نزدیک تر شدند. بطوریکه کمتر دزفولی یافت می شود که به عربی و لری تکلم نکند و همچنین یک لر در روستاهای عرب نشین شوش بیگانه نیست زیرا می‌تواند با زبان عربی به خوبی صحبت کند و در مورد قوم عرب نیز به همین منوال صادق است.

این پژوهشگر تاریخ شوش تصریح کرد: به هیچ وجه مراسم شادی و عزا در شوش، تک قومی نیست و همه ی اقوام لر، عرب، دزفولی و بختیاری در شادی و غم باهم شریکند و این نشان از اوج موفقیت جامعه مدنی در شوش است. دفاع مقدس نیز به خوبی این اتحاد و همبستگی را نشان داد. به نظرم که این توفیق را باید حفظ کرد و شوش سربلند را تمجید نمود.

او در پاسخ به این پرسش که چهره‌های نامدار این شهر در عرصه‌های گوناگون چه کسانی هستند و نیز جایگاه شوش را در پیشرفت خوزستان و کشور چگونه می‌بینید اظهار کرد: انصافا پاسخ به این پرسش مقداری سخت است. البته نه بدین معنا که قادر به پاسخ نیستم بلکه پاسخ به قدری وسیع است که باید در کتاب ها نوشت. چهره های ماندگار شوش را باید در دایره المعارف ثبت کرد. شاید نوعی توضیح لازم باشد و این که با جمعیت دویست هزار نفری امروز شوش، مقایسه ی درصدی با سایر شهرهای کشور اخذ شود تا عظمت آن مشخص گردد. شوش در زمینه های مختلف در سطح استان، ملی، قاره ای و جهانی دارای چهره های استثنایی است. گرچه بعضی از این افراد در خارج زندگی می کنند و تعدادی نیز در خارج از شهر و در اقصی نقاط به خدمت مشغولند اما کوشش برای ثبت آن ها، لازم و ضروری به نظر می رسد. بنده ادعای تکمیل نام همه را در این مصاحبه ندارم اما تلاش می کنم تا نمونه هایی را ذکر کنم:

۱ – شهید سید محمد کاظم دانش نماینده دوره اول مجلس شورای اسلامی و

عضو مرکزی حزب جمهوری اسلامی و شهید در واقعه هفت تیر شصت

۲ -آیت الله شیخ محسن حیدری آل کثیر نماینده استان در مجلس خبرگان رهبری

۳ – سردار شهید حسن درویشی از فرماندهان دوران دفاع مقدس

۴ – دکتر اسماعیل ایدنی، رئیس سابق دانشگاه علوم پزشکی استان و فوق تخصص ریه و آلرژی

۵ – دکتر علی خدادادی مدیر عامل جمعیت هلال احمر استان

۶ – دکتر محمد جوروند مویر کل فرهنگ ک ارشاد اسلامی

۷ – سردار حشمت حسن زاده از فرماندهان دوران دفاع مقدس

۸ – استاد یوسفعلی میرشکاک شاعر برجسته ی کشور

۹ – دکتر حسین خنیفر رئیس دانشگاه فرهنگیان کشور

۱۰ – مهندس سید جاسم ساعدی، نماینده پنج دوره ی مجلس، عضو هیئت رئیسه و مشاور دبیرخانه شورای امنیت ملی، معاون حقوقی وزارت کشاورزی

۱۱ – دکتر محمدحسن زربخش مشاور وزیر نیرو

۱۲ – دکتر سید راضی نوری نماینده دو دوره مجلس شورای اسلامی

۱۳ – دکتر حمید بنی تمیم،قهرمان جهانی کشتی، دبیر و رئیس سابق فدراسیون کشتی و رئیس فدراسیون کشتی ناشنوایان کشور

۱۴ – حسن ظهیری کمک داور لیگ برتر فوتبال و دوبار قضاوت سهرآورد تهران

۱۵ – مرتضی حیدری آل کثیر شاعر برجسته ی کشور و منطقه ی خلبج فارس

۱۶ – حاج محمود صیدالی شهردار سابق اهواز

۱۷ – یوسف زمانی اصل فرماندار بهبهان

۱۸ – حسین ملک خدایی فرماندار سابق بهبهان و مسئول طرح و برنامه ریزی سابق استاندادی خوزستان

۱۹ – عظیم آل کثیر داور لیگ و مسئول کمیته داوران فوتبال استان

۲۰ – مراد و علی واهبی،شهرداران شهرهای استان

۲۱ – عبدالحسین یزدان خواه شهردار سابق آبادان

۲۲- عزیز ناقوسی مربی تیم ملی کشتی حوانان ایران

۲۳ – ده ها نفر از کشتی گیران قهرمان در سطح جهان و آسیا

۲۴ – مرحوم جاسم حمزه قهرمان دومیدانی جام کیهان ورزشی در سطح ملی

۲۵ – متخصصین پزشکی، دکتر جهانیان ، دکتر خوش خلقی و دکتر سرافراز متخصص و فوق تخصص گوش و حلق و بینی

۲۶ – تعداد فراوان نویسندگان و شعرا که از ذکر نام آن ها معذورم.

دیناروند در پایان گفت: این موارد حداقل چهره های شوش هستند. با توصیف خدمات این افراد می توان به جایگاه شوش در پیشرفت استان و کشور پی برد. علاوه بر این موارد، باید به مقام شوش در جذب گردشگر به دلیل وجود آثار باستانی، جذب زوار از ایران و خارج و علاقه مندان به دین به دلیل وجود مبارک حضرت دانیال(ع)، جذب علاقه مندان به شعر و ادب به دلیل وجود مقبره شاعر انقلابی، دعبل خزائی در شوش، تولیدات کشاورزی از جمله گندم، کلزا، چغندر و انواع صیفی جات و نقش ماندگار این تولیدات در خودکفایی کشور و ارزآوری به دلیل صادرات محصول، جذب راهیان نور به دلیل خط مقدم بودن شوش در دفاع و وجود یادمان فتح المبین و فکه نیز اشاره نمود.با تمام این توضیحات باید گفت که شوش و تاثیرات آن بر استان و کشور بسیار فرا تر از این مصاحبه است.

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • ناشناس بسیار خوب و عالی و سبب همبستگی از طریق خورناست.
  • A.din.70 با تشکر از خبرگزاری خورنا بدین وسیله تشکر خود را از این مقاله و مصاحبه اعلام میکنم.بسیار عالی و خوب،موفق باشید
  • آوای شو سلام و عرض ارادت .. تشکر بابت انتشار مطالب پربار و محتوا سازی مناسب،در مورد کهن شهر شوش ..
  • رضا احمدی با تشکر از خبر گزاری.مصاحبه خوب و مفیدی بود.لطفا چنین مصاحبه هایی را با این شخصیت ها ادامه دهید.
  • حسن چنانی سلام بابت درج این مصاحبه و اتحاد مردم شوش از خبرگزاری شما نهایت تشکر رو دارم لطفا ادامه دهید
  • ناشناس سلام منابع نگارنده متن فوق معرفی کنید و حتما اثر زنده یاد دکتر ایرج افشار مطاله بفرماید برای دانش و اگاهیتان نسبت به شوش خیلی مناسب
  • ناشناس نقدی بر نوشته جناب استاد جعفر دیناروند. ✍️ حسین داودی ۰۹۳۳۶۹۹۶۹۴۴ حقیر تاکنون سعادت زیارت این استاد وارسته را نداشتم اما بعضی از نوشته های ایشان را مطالعه کردم و استفاده کردم. امروز بر حسب اتفاق یکی از همکاران متنی از استاد دیناروند را به من دادند و آنرا مطاله کردم. در ابتدا از دغدغه‌ای دلسوزانه حضرتعالی نسبت به نظام آموزشی و جایگاه رفیع مدیریت آموزشی،که به آن اشاره کردید،کاملا منطقی است و به درستی بر این نکته اشاره فرمودید که مدیریت دبستان،نه یک شغل اداری،بلکه یک *رهبری آموزشی* است که به صلاحیت‌های علمی و روان‌شناختی نیاز دارد. نگاه انتقادی حضرتعالی به رابطه‌بازی،سیاسی‌کاری و راحت‌طلبی (گریز از تدریس برای رسیدن به مدیریت)آسیب‌شناسی دقیق و واقع‌بینانه‌ای از نظام فعلی ارائه می‌دهد. با این حال،حضرتعالی تخصص را صرفاً در مدرک دانشگاهی مرتبط و گذراندن دوره‌های آکادمیک،می‌بینید و از مؤلفه‌ی بسیار مهم مهارت‌های مدیریتی حاصل از تجربه غافل شدید. جناب عالی در قسمتی از نوشته خود به ورود نیروهای نهضت سوادآموزی به عرصه آموزش ابتدایی را با تردید نگریستید و *صلاحیت مدیریتی* آنان را زیر سؤال بردید. آیا به نظر شما،اگر فردی،مدرک مدیریت آموزشی نداشته باشد،به معنای نداشتن صلاحیت است؟؟ مدیریت،به‌ویژه در سطح مدرسه،ترکیبی از دانش نظری و هنر حل مسئله است.آموزشیارانی که سال‌ها در مناطق محروم، با کمترین امکانات و در شرایط سخت، فرآیند یاددهی-یادگیری را مدیریت کرده‌اند، به نوعی *مدیریت بحران* و *سازگاری با محیط* دست یافته‌اند که در هیچ دانشگاهی تدریس نمی‌شود. حضرتعالی اشاره کردید که روحیه بزرگسال با کودک متفاوت است،این گزاره از نظر روان‌شناسی تربیتی درست است،اما تعمیم آن به همه آموزشیاران،درست نیست.بسیاری از آموزشیاران نهضت، خودِ فرآیند آموزشِ بزرگسالان را با صبر و حوصله،همدلی و شناخت نیازهای فردی پیش برده‌اند، ویژگی‌هایی که دقیقاً پیش‌نیاز اصلی برای مدیریت در مقطع ابتدایی است. کسی که با یک فرد بزرگسالِ محروم از تحصیل با کرامت و صبوری رفتار می‌کند، به مراتب پتانسیل بالاتری برای درک دنیای کودکان دارد تا کسی که صرفاً مدارک دانشگاهی دارد اما،تجربه‌ای در میدانِ واقعی تعلیم و تربیت نداشته است. استاد بزرگوارم،این قشر زحمتکش(آموزشیاران)به دلیل چشیدن سرد و گرم روزگار و مواجهه با اقشار مختلف در اقصی نقاط کشور، از تاب‌آوری، مهارت‌های ارتباطی و تسلط بر مدیریت منابع محدود برخوردارند. این ویژگی‌ها، ستون فقرات مدیریت در مدارس دولتی (به‌ویژه در مناطق کمتر برخوردار) است. مدیر یک مدرسه ابتدایی بیش از آنکه به تئوری‌های مدیریت آموزشی نیاز داشته باشد، به مهارت‌هایی برای جذب والدین،ایجاد انگیزه در معلمان و مدیریتِ تنش‌های محیطی نیاز دارد که آموزشیاران نهضت به دلیل سوابق کاری‌شان، در آن خبره شده‌اند. استاد دیناروند عزیز ،بنده شاگرد حضرتعالی هستم،طبق آماری که گرفتم،تقریبا ۷۳ درصد معلمان ما بطور مستقیم یا غیر مستقیم نهضتی بودند و وارد بدنه ای آموزش و پرورش شدند،کاش بهتر بود به جای نفی کلیِ ورود این نیروها،تلفیق دانش و تجربه را پیشنهاد می‌دادید و به جای برچسب زدن بر آموزشیاران،شایسته بود بر آموزش‌های ضمن خدمت تخصصی تأکید می‌کردید. *_تخصص فقط مدرک نیست،تخصص، خروجیِ ترکیبِ دانشِ به‌روز با تجربه‌ی ارزشمندِ