جهان بههم پیوسته و انتخابات آمریکا
خورنا – رضا صادقیان: برگزاری انتخابات در هر کدام از کشورها، به جزء چند کشوری که خودشان را از معادلات دنیای واقعی بیرون کشیدن و یا بیرون رفتند، برای دیگر کشورها مهم بوده و بخشی از ارتباطات سیاسی، اقتصادی و بینالمللی را دستخوش تغییرات میکند. واکنشهای چند روز اخیر به انتخابات آمریکا در سراسر جهان نشان از تاثیرگذاری و تاثیرپذیری دیگر کشورهاست، در این میان نمیتوان ندای بیاثر بودن سر داد و همزمان بیش از صدها خبر، گزارش و تحلیل در نشریات منتشر شود.
برخلاف نظر برخی از روزنامهنگاران و کسانی که با دیدگاهی خاص مسائل پیرامون را مینگرند نمیتوان چشمهایمان را ببندیم و خود را به گونهای تفسیر نماییم که کشورمان هیچ تاثیری از رخدادهای بیرونی نمیپذیرد و راه خویش میپیماید.
از سویی دگر، نمیتوان نتیجه هر کدام از انتخابات را آنچنان تفسیر نمود که دلخوشیها و ناکامیهای خودمان را پوشش دهد. بدون تردید خواستههای ما از نظم حاکم بر جهان و دنیای تکقطبی بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی متفاوت با تاکتیکها و استراتژیهای قدرتهای بزرگ است، با این حال نمیتوان بخشهای بزرگی از این وضعیت را نادیده انگاشت و ساز را چنان کوک نمود که آهنگش به دل خودمان خوش نشیند ولی برای شنوندگان خالی از معنا باشد.
چنانچه تمام این اتفاقها و انتخابها را نادیده انگاریم و مسیر خود را برویم، دیر یا زود و کاملا ناخواسته در همان راهی قدم خواهیم گذاشت که دیگران قبل و یا بعد از ما در همان گذرگاه پا میگذارند. به بیانی دیگر، در دنیای امروز امکان طی کردن در مسیر کاملا دلخواه وجود ندارد.
نگاهی به برخی تحلیلهای منتشر شده بعد از انتخاب دونالد ترامپ چنین وضعیتی را بازگو میکند. عدهای باور دارند انتخاب ترامپ برای ما سراسر امتیاز است، برخی تفاوتی میان دیدگاههای او و رقیب وی قایل نیستند و شماری از نویسندگان به این باور رسیدن که انتخاب رئیسجمهور آمریکا قدرت حقیقی صداهای خاموش کشور آمریکا را به بلندای تمام جهان به گوش حاکمان آن کشور رسانده است، تحلیلگرانی ترامپ و رای او را در تضاد با صهیونیستها و نظم حاکم بر جهان تفسیر کردند و در این میان هر شخص و جریانی تحلیل خویش را ارایه داده است.
میتوان اندکی صبر نمود و ابطال همه این تحلیلها را یک به یک شاهد بود، نوشتارهایی که عمر چندانی ندارند و چند صباحی بعد به دلیل ارایه تصویری ناهمگون و واژگون شده از دنیای امروز ارزشی نمییابند.
انتقال خواستهها و آرزوهای شخصی و گروهی در یادداشتهای سیاسی شاید زیبا باشد، ولی به حقیقت پیوند نمیخورد. انتخاب تصاویر و تیترهای هیجانی توسط برخی روزنامههای پر تیتراژ کشورمان در فردای برگزاری انتخابات آمریکا بازتاب همین کجبینی است.
دنیای امروز بیش از هر زمان دیگری به هم پیوسته است، همانقدر که شهروند ونزولایی، عربستانی، اماراتی و شماری از کشورهای اروپایی از انتخابات ریاست جمهوری در کشور ایران تاثیر میپذیرند، ما نیز در دورههایی بعد از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری و رای آوردن کاندیدای اصلی کشورهای تاثیرگذار به میزان ناچیز و یا زیاد از آن انتخاب متاثر میشویم.
به عنوان مثال؛ نقشی که تحریمهای ظالمانه طی سالهای اخیر در اقتصاد، سیاست و ادبیات رسانهایی ما بازی کرده غیرقابل انکار است.
عبارتهایی همچون تحریم ظالمانه، تحریمهای بینالمللی، تحریمهای غذا و دارو، کاسبان تحریم، دشمنان تحریم و دهها واژه دیگر نشان دهنده همین تاثیرپذیری است. تاثیری که از دل انتخابات ریاست جمهوری و مجلس سایر کشورهای برون آمد و خواسته یا ناخواسته کارگزاران و شهروندان کشورمان را تحت تاثیر قرار داد.
حتی کسانی که روزگاری تحریمها را کاغذپاره میدانستند آهسته و آرام ولی بسیار دیرهنگام متوجه شدند تصمیمهای دیگران همانند تصمیمهای ما آنها را به واکنش وامیدارد، کنشها و واکنشهایی که تاثیر خاص خود را خواهد داشت.
از منظری دگر میتوانیم میزان تاثیرپذیری را با توجه به امکانات موجود و استفاده از فضاهای پیرامونی به حداقل کاهش دهیم. بدون تردید میتوان جایگاه شخص و قدرت ریاست جمهوری آمریکا را بسیار فربه جلوه داد و یا آنکه با بزرگنمایی ساختارهای سیاسی ایالات متحده قدرت وی را ناچیز تلقی کرد، معکوس سازی این نگاه نیز برای ما راهگشا نخواهد بود.
بهترین دستاورد برای ما در لحظهایی است که با رای آوردن و یا نیاوردن گزینههای ریاست جمهوری در آمریکا تاثیرپذیری ما حداقلی و نه حداکثری باشد.