پتروشیمیها به وعده خود وفا کردند؛ اکنون نوبت تحقق وعده دولت توسط وزارت نیرو است/ پتروشیمی، جانباز خط مقدم اقتصاد ایران است
صنعت پتروشیمی پس از عبور از بحران جنگ، حملات به زیرساختها و تقدیم شهدای گرانقدر، با اتکا به دانش فنی و ایثار کارکنان خود به وعده بازگشت سریع به تولید عمل کرد؛ اکنون انتظار میرود وزارت نیرو و شرکت برق منطقهای خوزستان نیز با اجرای وعده دولت در تأمین برق پایدار، اجازه ندهند خاموشیهای مکرر، روند بازسازی، تولید، صادرات و ارزآوری یکی از مهمترین صنایع راهبردی کشور را با اختلال مواجه کند و نمایندگان دولت و وزارت نیرو امروز باید تامین برق صنایع پتروشیمی را یک اصل راهبردی در تمامی ابعاد تعریف کنند.
آنچه پس از حملات اخیر به تأسیسات انرژی و پتروشیمی در ماهشهر و عسلویه رخ داد، نمونهای کمنظیر از همین مفهوم در صنعت ایران بود. کمتر کسی تصور میکرد صنعتی که در کمتر از چند دقیقه هدف دهها حمله قرار گرفت، زیرساختهای حیاتی آن آسیب دید و تعدادی از بهترین نیروهای خود را در مسیر دفاع از تولید و وطن تقدیم کرد، بتواند در چنین مدت کوتاهی دوباره به مدار تولید بازگردد. بسیاری از تحلیلگران اقتصادی، توقف طولانیمدت تولید، کاهش صادرات و افت محسوس درآمدهای ارزی را محتمل میدانستند؛ اما صنعت پتروشیمی روایت دیگری نوشت.
پتروشیمیهای ایران به وعده خود وفا کردند. مدیران، مهندسان، تکنسینها و کارکنان در روزها جنگ و زیر بمبافکنها در کنار تجهیزات آسیبدیده ایستادند و عملیات بازسازی را آغاز کردند. آنان در گرمای طاقتفرسای جنوب، در میان محدودیتهای فنی و شرایط امنیتی، تنها یک هدف داشتند؛ بازگرداندن قلب تولید کشور به تپش.
امروز بسیاری از واحدهایی که تصور میشد ماهها از مدار خارج باشند، بار دیگر تولید میکنند و این بازگشت پیامی روشن به اقتصاد و نیازهای کشور بود. صنعت پتروشیمی نشان داد حتی در سختترین شرایط نیز میتواند زنجیره ارزش، صادرات، تأمین خوراک صنایع پاییندستی و ارزآوری کشور را حفظ کند. به همین دلیل میتوان گفت پتروشیمی امروز جانباز خط مقدم اقتصاد ایران است؛ صنعتی که آثار بحران را بر پیکره خود تحمل کرده اما همچنان ایستاده است.
در همین مسیر، دولت نیز موضعی روشن اتخاذ کرد. رئیسجمهور و وزیر نیرو بر ضرورت تأمین پایدار برق صنایع تأکید کردند و وزارت نیرو اعلام کرد که تأمین برق صنایع بزرگ، بهویژه مجتمعهای پتروشیمی و فولادی که نیروگاههای خودتأمین آنها در جریان جنگ آسیب دیدهاند، در اولویت قرار دارد.
امروز چالش اصلی دیگر بمباران نیست؛ ناپایداری در تأمین برق است
صنایع فرآیندی مانند پتروشیمی، برخلاف بسیاری از صنایع، امکان خاموش و روشن شدن مکرر را ندارند. قطع ناگهانی برق صرفا به معنای توقف چند ساعته تولید نیست؛ میتواند موجب تنشهای حرارتی، آسیب به کمپرسورها، توربینها، تجهیزات دوار، سامانههای کنترلی و مهمتر از همه، کاهش عمر یا تخریب کاتالیستهایی شود که ارزش هر محموله آنها گاه به میلیونها دلار میرسد و در شرایط تحریم، تأمین مجددشان بسیار دشوار و زمانبر است.
از سوی دیگر، هر توقف اضطراری، ریسکهای ایمنی را نیز افزایش میدهد. راهاندازی مجدد واحدهای فرآیندی از حساسترین مراحل بهرهبرداری است و هر بار توقف و استارت مجدد، احتمال بروز مخاطرات عملیاتی را بالا میبرد. بنابراین، پایداری برق یک ضرورت فنی، ایمنی و راهبردی است.
نمونه روشن این مسئله، فجر انرژی خلیج فارس است؛ شرکتی که به عنوان یوتیلیتی هاب منطقه ویژه اقتصادی ماهشهر، قلب تپنده تأمین برق، بخار، آب صنعتی و سایر سرویسهای حیاتی برای دهها مجتمع پتروشیمی محسوب میشود. این شرکت طی هفت سال گذشته بدون حتی یک لحظه وقفه، برق پایدار صنایع منطقه را تأمین کرد و همزمان بیش از ۱۰ میلیارد کیلوواتساعت انرژی به شبکه سراسری برق کشور تحویل داد؛ نقشی که نشان میدهد فجر یکی از پشتیبانان شبکه برق کشور نیز بوده است.
با این حال، قطع برق این مجموعه در روزهای اخیر، بار دیگر زنجیرهای از توقف تولید را در مجتمعهای پاییندست ایجاد کرده است. در صنعتی که هر ساعت توقف تولید میتواند به از دست رفتن میلیونها دلار ارزش افزوده، کاهش صادرات، اختلال در تأمین مواد اولیه صنایع داخلی و کاهش درآمدهای ارزی کشور منجر شود، استمرار چنین وضعیتی با اهداف توسعه صنعتی و سیاستهای حمایت از تولید همخوانی ندارد.
اکنون که صنعت پتروشیمی با اتکا به دانش فنی، مدیریت بحران و ایثار کارکنان خود، از دل سختترین شرایط عبور کرده و به وعده بازگشت به تولید عمل کرده است، انتظار میرود همه دستگاههای مسئول نیز سهم خود را در این مسیر ایفا کنند و تحقق وعده دولت و وزارت نیرو در تأمین پایدار برق صنایع، یک مطالبه بخشی و ضرورتی برای حفظ شریان اصلی اقتصاد کشور تبدیل شود که اکنون وزارت نیرو و برق منطقه ای خوزستان باید مسئول صیانت از آن باشد.