نامه ای به اندیمشک/ یاد حماسه شش مهر

خورنا- بنام خدای شهید و شهیدان
سلام بر ایران عزیز وشهیدانش
سلام بر خوزستان وشهیدانش
سلام براندیمشک و شهیدانش
چه روزگاران پر ازحماسه ای گذرانده اید!

تنها و تنها درمقابل مخوف ترین ارتش ها و رهبران دکتاتور و بسیار وحشی ….ایستادگی کرده و می کنند.

اندیمشک عزیز ما دراولین روز جنگ تحمیلی ۸ ساله از زمین و هوا مورد تهاجم دشمن بعثی قرارگرفت!

 

دشمن تا پل کرخه که بیست کیلومتری اندیمشک بود پیشروی کرده بود.

و فقط خدا ترس وحشت در دل دشمن انداخت که اندیمشک راتصرف نکردند که خوزستان سقوط می کرد.

و اما هواپیماهای دشمن بعث در اولین روز جنگ چه بلایی به سراندیمشک آوردند اگردر تاریخ ثبت هم نشده باشد ولی در دل و مغز همه اندیمشکی ها ثبت شده است!  آن روز وحشتناک بمباران شهر.

منطقه ساختمان و کوی شهدا و منطقه شرکت نفت و راه آهن وسی اس و پایگاه چهارم شکاری و… مورد اصابت راکت میگ های بعثی قرار گرفت!

وچه عزیزانی شهید ومجروح شدند خانواده شهید زرگوش و….

یادباد آن روزگاران یاد باد ….

روز رشادت و شهادت و ومظلومیت اندیمشک عزیزما….

ای تاریخ و ای قلم بدستان جنگ تحمیلی یادتان باشد این قلم که در دست شماست همان قلمی است که خدا به آن سوگند یاد است !

پس واقعیات جنگ را بنویسید بنویسد حوزه جنگ همان غرب اندیمشک وشوش چه روزهای سختی را پشت سر گذاشتند.

 

شوش دانیال تخلیه شده بود و دشمن بعث تا جسرنادری پیشروی کرده بود و شهرهای اندیمشک و شوش و دزفول زیر گلوله های توپ و خمپاره وموشک.

جوانان شهر همه مسلح شده بودند چه با ام یک و برنو ،ژ۳ و شکاری.

کوچه وخیابان شهر سنگر بندی شده بود.

شب ها تاریکی و خاموشی و مردان محله درمحل نگهبانی می دادند مدارس تعطیل شدند! یکسال و من دوم راهنمایی بودم!

چه روزها وشبهایی و چه جانانه مقاومت و ایثار کردند.

بنویس ای قلم بنویس که تاریخ را تو می نگاری !

پاییز ۱۴۰۵ تهران
محمد صادق جمشیدی