مدیریت استان را زیر ونتیلاتور ببرید!
خوزستان سالهاست که مرده اما صدایش را در نمی آورند! یعنی آنقدر راه نفس مردم خاک آلوده شده که تا بگذاریم هواری بکشند، نفس هایشان به شماره می افتد.
مرگ سالهاست که گرد بام و بر مردم، می گردد. دهه هاست که مدیران خوزستان، به زبان بی زبانی از مردم می پرسند: دیگر باید چه بلایی بر سرتان بیاوریم که این زرخیز شهیدپرور دین ادا کرده را بگذارید و جان و مالتان را بردارید و راهی غربت بشوید؟ هرکس که پا داشت و جامه ای که جیبی بر آن دوخته بود، رفت. ماند “غلام” و حوضش که قسم خورده تا آخرین نفس های این حوض پر جلبک را به شماره نیاندازد، بیخیال نشود!
خستگی، توان توصیف صاحب این کیبورد برای نقد سوءمدیریت حال استمراری استان در امور مربوط به توسعه اقتصادی و مدیریت منابع طبیعی و انسانی و نیز مدیریت بحران استان را ندارد!
عوضش تا دلتان بخواهد، ویرانگرها کارشان را بلدند و اصلا خستگی در مرامشان نیست و مدام تسبیح در هوا می چرخانند که آی نفس کش! چرا شما هنوز زنده اید آخر؟ چرا با تیم مدیریتی استان برای مردن به وقت خاموشی، همکاری نمی کنید؟ دیگر باید چه بلایی سر شما بیاید که یا جان گلرنگتان را بر سر دست بگیرید و فلنگ را ببندید یا جان ز تن در آید؟
شورش را درآورده اید دیگر! این همه تقلا برای زنده ماندن نوبر است. ما را (تیم مدیریتی تحت فرمان استاندار) به سخت جانی تان این گمان نبود!
این همه سیل و ریزگرد و بیکاری و فساد و ناکارآمدی و توسعه نیافتگی و فقر و آلودگی هوا که حریفتان نشد، دستکم لبیک گشاده دستانه استانداری در قبال خزان ویروس چینی را، به جان بپذیرید؛ هر چه بیشتر بمیرید، بهتر! اصلا چه کسی گفته که استانداری و دولت، متولی دفاع از مال و جان مردم است؟ مگر نمی شود هم “نان پاره” مردم را آجر کرد هم جانشان را بی ارزش؟
تیم مدیریتی کنونی کاخ میدان فلسطین، توفیر مضاعفی با پیشینانش در دق دادن مردم دارد. اینها کارشان را بلدند. گیریم که استاندار به علت تخصص پزشکی خود چیزی از اقتصاد و حقوق و ارتباطات و فرهنگ و مسائل اجتماعی و امنیتی و مدیریت بحران نداند و نخواهد که بداند و تا پای جان نیز در برابر فهمیدن اصول اولیه ی این علوم ضاله، ایستادگی کند؛ آیا دلیل می شود که نامبرده، مدیریت بهداشت و درمانی نیز بداند؟
صاحب این کیبورد در ارتکابی قلمی حوالی دو سال پیش، از لقب “بحران دار استان ” برای استاندار شریعت پناه، یاد کرد ولی حاضرم به تمامی مقدسات تمامی ادیان سوگند یاد کنم، که هرگز پیش بینی چنین عمقی از فاجعه را در مخیله خود، راه نمی دادم.
هرچند که استاندار در مدیریت منابع انرژی خاصه میادین نفت و گاز، منابع آبی، شبکه برق، تکمیل (شبه) زیرساختها، جذب سرمایه گذار و تکنولوژی خارجی و داخلی، مدیریت صنایع و شرکتهای مستقر در استان، مدیریت نیروی انسانی و مدیریت امنیتی، اختیاراتی نداشته و مرزهای سوءمدیریت و ناکارآمدی را هزاران فرسنگ جابجا کرد اما باز هم دلیل نمی شود که استان خوزستان بدترین اوضاع را در ارتباط با ویروس چینی نداشته باشد.
اصلا چرا تنها استانی که دچار حمله تروریستی در سالهای اخیر شده و تنها استانی که درگیری طایفه مسلحانه در آن جان می گیرد، همان استانی نباشد که کارگرانش مدام اعتصاب می کنند و مردم برای آب آشامیدنی خود، مشت آهنین دریافت می کنند، نباشد؟ اصلا اینها به کنار، چرا تنها استانی که استاندارش ادعای مدیریت جهانی در بحران سیل داشت (هرچند هنوز سرنوشت کمکهای اهدایی داخلی و خارجی مشخص نشده)، همان استانی نباشد که استاندارش به مردم خسارت دیده نسبتهای امنیتی ضدنظام ندهد و همان استانی نباشد که در تمامی بحرانها، رتبه نخست را داراست؟ نگارنده این ارتکابات قلمی نیک می داند که بحران برگریزان کرونا و مدیریت سوپرفاجعه بهداشت و درمان استان، تنها از همین تیم بر می آمد و به جد هیچ کسی توانایی ایجاد این حجم از ویرانی را جز همین تیم نداشت، با این حال ساده لوحانه امید دارد که استان هرچه سریعتر از این سایه شوم بیرون بیاید و شفافیت _ که برای تیم حاضر از فحش رکیک نیز ناسزاتر است _ به مثابه شاه کلید مشکلات استان، در قفلهای خودساخته بچرخد وگرنه فاتحه که می دانید؟ الفاتحه!
خوزستان به ماسک بدون فیلتر هم راضی ست، مدیریت استان را به زیر ونتیلاتور ببرید.
مجتبی اسکندری، فروشنده