لبخند توسعه ی متوازن به خوزستان ؛ با نگاهی به مهیا شدن زمینه های مشارکت نخبه گرایانه ی زنان

خورنا -شکاف جنسیتی، یک شکاف ساختی است که از تقسیم جامعه به دو گروه زنان و مردان به وجود می آید. این شکاف در اکثر جوامع از جمله جامعه ی خوزستان به صورت عینی و ذهنی نمود پیدا می کند. شکاف‌های جنسیتی که همه ساله از سوی مجمع جهانی اقتصاد ارائه می شود، در چهار مولفه قابل بررسی است: مشارکت سیاسی، مشارکت اقتصادی، سهم بهداشت و سهم آموزش. اقدام در جهت ایجاد هر کی از این مؤلفه ها، در راستای کمرنگ کردن شکاف جنسیتی و پیامدهای مختلف آن عمل می کند.
به تازگی در خوزستان شاهد  اقدامی هستیم که در راستای افزایش مشارکت سیاسی بانوان، به تحقق عدالت جنسیتی کمک می کند. “انتصاب نخستین فرماندار زن در استان”، خبری که با انتشار آن نور امید و خودباوری را در دل بانوان این خطه روشن کرد.
اگرچه مشارکت در امور سیاسی برای اولین بار از حدود دویست سال قبل، از طریق حق رأی صرفا برای مردان در جوامع باختری رواج یافت، اما مشارکت زنان با تأخیری صد ساله آغاز شد. مشارکت سیاسی زنان سبب آزادسازی نیروها و توان های بالقوه  و نهفته ی نیمی از جمعیت جامعه شده، میزان مشارکت و نقش آنان را در توسعه ی اقتصادی، اجتماعی و سیاسی بالا برده و زمینه ساز رشد و توسعه و ثبات و عدالت در جامعه می گردد. از منظر اسلام زنان می توانند علاوه بر ایفای نقش همسری و مادری در خانواده، در تمامی امور جامعه ی خویش نقش آفرین باشند. در این دیدگاه یکی از تکالیف زنان همچون مردان، اصلاح جامعه است.
با وجود پیشرو بودن زنان ایران در عرصه ی فعالیت های اجتماعی و سیاسی و اهمیت نقش زنان در فرآیند توسعه، آمارها نشان می دهد مشارکت سیاسی نخبه گرایانه ی زنان در ایران در موقعیت مطلوبی نیست. حتی میزان حضور زنان ایران در پست‌های سیاسی و مجالس قانون‌گذاری از اکثر کشورهای منطقه و همسایه، مثل افغانستان، پاکستان و ترکیه، پایین‌تر است. این وضعیت در خوزستان نیز بغرنج است؛ وقتی که بدانیم بر طبق آمار رسمی، در ده سال اخیر، زنان خوزستانی تنها یک درصد از مدیران استان را تشکیل داده اند. در سال ۹۲، زنان خوزستانی با وجود این‌که نیمی از جمعیت استان هستند، تنها ۱۱ درصد از مشاغل استان را اشغال کرده اند.
خوزستان استانی است که با وجود داشتن پتانسیل ها وظرفیت های بالای اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و …، سهم اندکی از شاخص های توسعه را در خود جای داده است. به حق شاید بتوان یکی از دلایل عدم توسعه یافتگی آن را عدم فرصت سازی برای زنان به منظور ایفای نقش فعال در پیشبرد مسیر توسعه دانست.
انتصاب یک بانو به عنوان فرماندار دیار کارون، در حکم اعتماد به توانایی های زنان استان است؛ که از یک طرف مایه ی دلگرمی زنان خوزستان بوده و از طرف دیگر انگیزه ای صد چندان را برای مشارکت فعالانه ی اجتماعی در آن ها ایجاد می کند. اعطای فرصت های مدیریتی به زنان، امکانات تازه ای را برای توسعه ی استان، با تکیه بر توانمندی ها و شایستگی های زنان فراهم می سازد.
بنا به فرمایش مقام معظم رهبری، “زنان خط مقدم انقلاب هستند.” استفاده از توانمندی ها و ظرفیت های مدیریتی زنان در جهت توسعه ی استان می تواند در دو سطح خرد و کلان نتایجی به دنبال داشته باشد.؛ در سطح خرد باعث بالا رفتن اعتماد به نفس و خودباوری زنان می شود. ارتقای شاخص های سلامت روانی و شادمانی، زمینه ی مشارکت بیشتر و فعالانه تر زنان را در جامعه فراهم می کند. به این ترتیب در بعد کلان دستیابی به توسعه پایدار هموارتر می شود و در سطح خرد، زنان فعال تر و شاداب تر، به عنوان کانون خانواده، باعث رشد خانواده های پویاتر و نسلی آگاه تر خواهند شد.
خبر “انتصاب یک فرماندار زن در خوزستان”، خبری بود که با انتشار آن، فضای مجازی پر شد از تخریب و تمسخر وضعیت استان: “حالا که زنی در آن فرماندار می شود باید فاتحه اش را خواند”. اما آن چه که مهم است این است که متخصصین و دولتمردان به توانمندی های زنان اعتماد کرده و برای اولین بار زمام امور مهم مدیریتی را به زنان این خطه سپرده اند. زنانی که در برهه های مختلف تاریخی به ویژه دوران دفاع مقدس، مقاومت، توانمندی و ثابت قدم بودن خود را ثابت کرده اند.